bind

[ایالات متحده]/baɪnd/
[بریتانیا]/baɪnd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. با یک طناب گره زدن، با یک رشته یا طناب محکم کردن؛ به هم محکم کردن تا یک نگه‌داشت محکم ایجاد شود
vt. & vi. پیوستن یا متحد شدن برای تشکیل یک کل

عبارات و ترکیب‌ها

bound by contract

متعهد بودن بر اساس قرارداد

bind together

به هم پیوند دادن

bind a book

جلد کردن کتاب

bind up

ترمیم کردن

in a bind

در مشکلی قرار گرفتن

bind on

به آن متعهد بودن

جملات نمونه

to bind with a ligature

برای بستن با لیگاتور

the moral bind of the law.

پیوند اخلاقی قانون.

bind oneself by contract

خود را از طریق قرارداد متعهد کنید

This regulation is binding on everybody.

این مقررات برای همه لازم الاجرا است.

bind the deal with a down payment.

معامله را با پرداخت اولیه ببندید.

Frost binds the soil.

یخ خاک را منجمد می‌کند.

binding arbitration; a binding agreement.

داوری الزام‌آور؛ توافق الزام‌آور.

bind the cuffs of a jacket with leather

سرآستین ژاکت را با چرم ببندید.

bind about one's extra duties

در مورد وظایف اضافی خود محدود شوید

Clay binds when it is heated.

خاک رس هنگامی که گرم می شود، متصل می شود.

a bind halfway up the seam of the skirt.

یک بست در وسط درز دامن.

Bind the prisoner arms together.

بازوهای زندانی را به هم ببندید.

Bind the prisoner's hands together.

دست‌های زندانی را به هم ببندید.

At the end of the row, bind off seven stitches.

در انتهای ردیف، هفت دانه را از کار بیارید.

Such a slogan will bind our hand and foot.

چنین شعاری دست و پای ما را می‌بندد.

He is binding a new book.

او یک کتاب جدید را صحافی می‌کند.

Please bind fast; it is loosing.

لطفا سریع ببندید؛ دارد شل می‌شود.

It will loose if you don't bind it fast.

اگر سریع آن را نبندید، شل می‌شود.

They bind over to tell the truth.

آنها برای گفتن حقیقت تعهد می کنند.

The agreement will be legally binding.

توافق از نظر قانونی الزام‌آور خواهد بود.

نمونه‌های واقعی

The sense of humour is mysteriously bound up with national characteristics.

حس شوخ‌طبعی به طرز مرموزانه ای با ویژگی‌های ملی مرتبط است.

منبع: New Concept English. British Edition. Book Three (Translation)

And striving hard for big things is bound to lead you to painful falls.

و تلاش سخت برای رسیدن به اهداف بزرگ به ناچار شما را به سقوط‌های دردناکی خواهد رساند.

منبع: The principles of success

Quarreling seems to be bound with their life.

بحث و جدل به نظر می‌رسد با زندگی آنها گره خورده است.

منبع: Love resides in my heart.

As a result, the dreamer is no longer bound by the rules of that dream.

در نتیجه، دیگر رویای‌پرداز به قوانین آن رویا محدود نمی‌شود.

منبع: Scientific World

So how could I possibly be bound by...

پس چگونه می‌توانم به آن محدود شوم؟

منبع: Billions Season 1

Plus, they're also not bound by authenticity, tradition.

علاوه بر این، آنها به اصالت و سنت نیز محدود نمی‌شوند.

منبع: Connection Magazine

" When Ser Waymar left you, where was he bound" ?

وقتی سر وی‌مار شما را ترک کرد، او به کجا می‌رفت؟

منبع: A Song of Ice and Fire: A Clash of Kings (Bilingual Edition)

There'll be no strings to bind your hands.

هیچ رشته‌ای وجود نخواهد داشت که دست‌های شما را ببندد.

منبع: Friends Season 2

Some sort of agreement or binding legal document may be needed.

احتمالاً به نوعی توافق یا سند قانونی الزام‌آور نیاز است.

منبع: CNN 10 Student English December 2018 Collection

That rounded shape means it doesn't bind together well.

آن شکل گرد به این معنی است که به خوبی به هم نمی‌چسبد.

منبع: Cheddar Science Interpretation (Bilingual Selected)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید