blooming flowers
گلهای در حال شکوفهدهی
in full bloom
شکوفه کامل
bloom with joy
شکوفه با شادی
bloom of youth
شکوفه جوانی
bloom of happiness
شکوفه خوشبختی
blossom and bloom
شکوفه و شکوفایی
flowers in bloom
گلهای در حال شکوفهدهی
in bloom
در حال شکوفه
water bloom
شکوفایی آب
algal bloom
شکوفه جلبکی
out of bloom
بیرون از شکوفه
They are in the bloom of youth.
آنها در اوج جوانی هستند.
in the bloom of youth
در اوج جوانی
in the bloom of beauty
در اوج زیبایی
These flowers bloom in the spring.
این گلها در بهار شکوفا میشوند.
These plants bloom in spring.
این گیاهان در بهار شکوفا میشوند.
a blooming hot day; a blooming idiot.
یک روز داغ و شکوفه دار؛ یک احمق شکوفه دار.
banks of rhododendrons in bloom
بانکهای آزالیا در شکوفه
a young girl, still in the bloom of youth.
یک دختر جوان، هنوز در اوج جوانی.
of all the blooming cheek!.
چه گونه گونهای!
flowers blooming in profusion
گلهایی که به وفور شکوفا میشوند
These fruits have a bloom upon them.
این میوهها یک پوشش نازک دارند.
beauty in its full bloom;
زیبایی در اوج شکوفاییاش;
a rose that was cultivated to bloom early.
یک گل رز که برای شکوفه زدن زودتر کشت شده بود.
May flowers were blooming everywhere.
گلهای ماه مه همه جا در حال شکوفه زدن بودند.
the apple trees were in bloom .
درختان سیب در حال شکوفه زدن بودند.
the remastering has lost some of the bloom of the strings.
بازخوانی بخشی از طراوت سیمها را از دست داده است.
the children had bloomed in the soft Devonshire air.
کودکان در هوای دلپذیر Devonshire شکوفا شده بودند.
colour bloomed in her cheeks.
رنگ در گونههایش شکوفا شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید