budding

[ایالات متحده]/'bʌdɪŋ/
[بریتانیا]/'bʌdɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. شروع به رشد; در حال توسعه; نشان دادن علائم پتانسیل
n. فرآیند شروع به رشد

عبارات و ترکیب‌ها

budding talent

استعداد نوظهور

budding entrepreneur

کارآفرین نوظهور

budding artist

هنرمند نوظهور

budding romance

عشق نوپا

budding yeast

خمیر مایه در حال رشد

جملات نمونه

In this poem, the budding flower means youth.

در این شعر، شکوفه‌جویانه‌ نماد جوانی است.

The trees are budding early this year.

درختان امسال زودتر جوانه‌زنی می‌کنند.

Seen here at high magnification is a microabscess in lung containing numerous budding cells and pseudohyphae characteristic for Candida.

در اینجا در بزرگنمایی بالا، یک آبسه میکروسکوپی در ریه وجود دارد که حاوی سلول‌های جوانه‌زنی متعدد و پسودوهاي مشخصه برای Candida است.

They grow as single cells that reproduce by asexual budding and oval or round in shape. Some yeast produce chains of elongated cells (pseudohypha) that resemble the mycelium of molds.

آنها به عنوان سلول‌های منفرد رشد می‌کنند که از طریق جوانه‌زنی غیرجنسی و به شکل بیضی یا گرد تولید مثل می‌کنند. برخی از مخمرها زنجیره‌ای از سلول‌های کشیده (سودوهیفا) تولید می‌کنند که شبیه هایف‌های قارچ‌ها است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید