blushes

[ایالات متحده]/ˈblʌʃɪz/
[بریتانیا]/ˈblʌʃəz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل سرخ شدن در صورت به دلیل شرم یا خجالت.
v. به دلیل شرم یا خجالت در صورت سرخ شدن.

عبارات و ترکیب‌ها

blushes with embarrassment

با خجالت سرخ می‌شود

جملات نمونه

she always blushes when someone compliments her.

او معمولاً وقتی کسی به او تعارف می‌کند، سرخ می‌شود.

he blushes easily in social situations.

او به راحتی در موقعیت‌های اجتماعی سرخ می‌شود.

when he tells a joke, she blushes and laughs.

وقتی او یک لطعه تعریف می‌کند، او سرخ می‌شود و می‌خندد.

she blushes at the thought of her crush.

فکر کردن به عشق او باعث می‌شود او سرخ شود.

he blushes when asked about his feelings.

وقتی از احساساتش سوال می‌شود، او سرخ می‌شود.

she blushes every time she sees him.

هر بار که او را می‌بیند، او سرخ می‌شود.

he tends to blush when speaking in public.

وقتی در جمع صحبت می‌کند، معمولاً سرخ می‌شود.

she blushes and looks away when he smiles.

وقتی او لبخند می‌زند، او سرخ می‌شود و نگاهش را می‌دزدد.

blushes can be a sign of shyness or embarrassment.

سرخ شدن می‌تواند نشانه‌ای از خجالت یا شرم باشد.

he blushes when he remembers their first date.

وقتی اولین قرار ملاقاتشان را به یاد می‌آورد، او سرخ می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید