pales in comparison
در مقایسه رنگ میبازد
pales beside
در کنار رنگ میبازد
pales into insignificance
در برابر ناچیزی رنگ میبازد
pales with age
با گذشت زمان رنگ میبازد
pales under pressure
تحت فشار رنگ میبازد
pales in light
در نور رنگ میبازد
pales against
در برابر رنگ میبازد
pales in importance
در اهمیت رنگ میبازد
pales in relevance
در ارتباط رنگ میبازد
pales in beauty
در زیبایی رنگ میبازد
the excitement of the event pales in comparison to the joy of being with family.
هیجان رویداد در مقایسه با شادی بودن با خانواده رنگ میبازد.
her achievements pale when compared to her brother's.
دستاوردهای او در مقایسه با دستاوردهای برادرش رنگ میبازند.
the beauty of the sunset pales beside the dawn.
زیبایی غروب خورشید در کنار سپیده دم رنگ میبازد.
his worries pale in light of the good news.
نگرانیهای او در برابر اخبار خوب رنگ میبازند.
the pain of losing a game pales next to the thrill of victory.
درد باختن یک بازی در کنار هیجان پیروزی رنگ میبازد.
the challenges of the project pale in comparison to the potential rewards.
چالشهای پروژه در مقایسه با پاداشهای بالقوه رنگ میبازند.
her fears pale when she thinks of her dreams.
ترسهای او وقتی به رویاهایش فکر میکند، رنگ میبازند.
the cost of the trip pales in comparison to the memories made.
هزینه سفر در مقایسه با خاطراتی که ایجاد شده است، رنگ میبازد.
the small setback pales against the progress we've made.
پسروی کوچک در برابر پیشرفتی که داشتهایم، رنگ میبازد.
the discomfort of the journey pales when you reach your destination.
ناراحتی سفر زمانی که به مقصد خود میرسید، رنگ میبازد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید