pales

[ایالات متحده]/peɪlz/
[بریتانیا]/peɪlz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. رنگ باختن یا رنگ پریدن

عبارات و ترکیب‌ها

pales in comparison

در مقایسه رنگ می‌بازد

pales beside

در کنار رنگ می‌بازد

pales into insignificance

در برابر ناچیزی رنگ می‌بازد

pales with age

با گذشت زمان رنگ می‌بازد

pales under pressure

تحت فشار رنگ می‌بازد

pales in light

در نور رنگ می‌بازد

pales against

در برابر رنگ می‌بازد

pales in importance

در اهمیت رنگ می‌بازد

pales in relevance

در ارتباط رنگ می‌بازد

pales in beauty

در زیبایی رنگ می‌بازد

جملات نمونه

the excitement of the event pales in comparison to the joy of being with family.

هیجان رویداد در مقایسه با شادی بودن با خانواده رنگ می‌بازد.

her achievements pale when compared to her brother's.

دستاوردهای او در مقایسه با دستاوردهای برادرش رنگ می‌بازند.

the beauty of the sunset pales beside the dawn.

زیبایی غروب خورشید در کنار سپیده دم رنگ می‌بازد.

his worries pale in light of the good news.

نگرانی‌های او در برابر اخبار خوب رنگ می‌بازند.

the pain of losing a game pales next to the thrill of victory.

درد باختن یک بازی در کنار هیجان پیروزی رنگ می‌بازد.

the challenges of the project pale in comparison to the potential rewards.

چالش‌های پروژه در مقایسه با پاداش‌های بالقوه رنگ می‌بازند.

her fears pale when she thinks of her dreams.

ترس‌های او وقتی به رویاهایش فکر می‌کند، رنگ می‌بازند.

the cost of the trip pales in comparison to the memories made.

هزینه سفر در مقایسه با خاطراتی که ایجاد شده است، رنگ می‌بازد.

the small setback pales against the progress we've made.

پس‌روی کوچک در برابر پیشرفتی که داشته‌ایم، رنگ می‌بازد.

the discomfort of the journey pales when you reach your destination.

ناراحتی سفر زمانی که به مقصد خود می‌رسید، رنگ می‌بازد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید