slab

[ایالات متحده]/slæb/
[بریتانیا]/slæb/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تکه ضخیم مواد، تخته صاف، برش ضخیم

عبارات و ترکیب‌ها

concrete slab

صفحه بتن

slab of meat

ورق گوشت

slab of chocolate

ورق شکلات

slab of marble

ورق مرمر

slab foundation

پایه اسلب

slab of rock

ورق سنگ

thin slab

ورق نازک

slab caster

کاستر اسلب

floor slab

صفحه کف

cast slab

اسلب ریخته شده

steel slab

ورق فولادی

slab track

مسیر اسلب

slab thickness

ضخامت اسلب

foundation slab

اسلب پایه

flat slab

اسلب تخت

stone slab

ورق سنگ

slab bridge

پل اسلب

roof slab

اسلب سقف

slab laser

لیزر اسلب

ribbed slab

صفحه راه‌راه

جملات نمونه

a slab of bread and cheese.

یک تکه نان و پنیر

a single slab of ice.

یک تکه یخ

a dirty great slab of stone.

یک تکه بزرگ سنگ کثیف.

lay each slab in place .

هر تکه را در جای خود قرار دهید.

she settled on a slab of rock.

او روی یک تکه سنگ مستقر شد.

heavy paving slabs can be difficult to handle.

سنگفرش‌های سنگین می‌توانند جابجایی سختی داشته باشند.

corpses laid out on cold mortuary slabs

جسدها روی تخته‌های سرد تشریح قرار گرفته بودند

once on the slab, my boots failed to bite.

وقتی روی تکه بودم، چکمه‌هایم نتوانستند جای بگیرند.

cracks below the surface cause slabs of material to spall off .

ترک‌های زیر سطح باعث جدا شدن تکه‌های مواد می‌شوند.

soap slabber (=soap slab cutter)

برش‌دهنده صفحه صابون (=برش‌دهنده صفحه صابون)

marble; sculpture; tombstone; slab; granite; latern; garden ornaments; floating sphere;

مرمر؛ مجسمه؛ سنگ قبر؛ اسلب؛ گرانیت؛ فانوس؛ تزئینات باغ؛ کره شناور;

Graham grunted and heaved as he helped the masons fit a huge slab of stone into place.

گرهام غرغر کرد و با کمک بناها یک صفحه بزرگ سنگ را در جای خود قرار داد.

Disposing welding section steel cross bridging in the slab-column system is a good means to avoid disposing abaci and elevating shear resistance.

حذف جوشکاری بخش فولادی، پل زدن متقاطع در سیستم تیرسرا-ستون راهی خوب برای جلوگیری از حذف آباک و افزایش مقاومت برشی است.

The sikhara over the sanctuary of a temple is usually tapered convexly, consisting of piled-up roof slabs of diminishing size.

سیکارا بالای مقصده یک معبد معمولاً به صورت محدب مخروطی شکل است و از صفحات سقفی تشکیل شده که به تدریج کوچکتر می‌شوند.

FRP,slab,pipeline,tanks,jags,boats and bath tubes products.

محصولات FRP, اسلب, خط لوله, مخازن, جگ, قایق ها و لوله های حمام

Slab temperature variation entering the mill would be closely controlled, and exposure to air and consequent scalling would be minimized.

تغییرات دمای صفحه ورودی به کارخانه به دقت کنترل می شد و قرار گرفتن در معرض هوا و مقیاس بعدی به حداقل می رسید.

This is the formula for a thick vertically faulted slab with such a large throw that the downthrow side makes no contribution to the gravitational force .

این فرمول برای یک صفحه بزرگ با گسل عمودی با چنین جابجایی بزرگی است که سمت جابجایی شده هیچ تاثیری در نیروی گرانش ندارد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید