plank

[ایالات متحده]/plæŋk/
[بریتانیا]/plæŋk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. تخته چوبی ضخیم؛ اصول یا قوانین یک حزب سیاسی؛
vt. با تخته پوشاندن؛ به طور فوری پرداخت کردن.

عبارات و ترکیب‌ها

wood plank

تخته چوبی

plank flooring

کف چوبی

plank exercise

تمرین پلانک

plank position

وضعیت پلانک

plank wall

دیوار توده‌ای

plank bridge

پل توده‌ای

plank walk

قدم زدن روی تخته

plank construction

ساختمان تخته‌ای

plank walkway

مسیر تخته‌ای

walk the plank

از تخته قدم زدن

جملات نمونه

plank a muddy pathway.

یک مسیر گل آلود را با تخته ها پوشاندند.

The plank was set against the wall.

میخه‌ای روی دیوار قرار داده شد.

the central plank of the bill is the curb on industrial polluters.

بخش اصلی قانون، محدودیت برای آلاینده‌های صنعتی است.

We use a plank to cross the ditch.

ما از یک تخته برای عبور از جوی آب استفاده می‌کنیم.

he planked the glasses in front of him.

او لیوان‌ها را جلوی خود قرار داد.

They intend to win the next election on the plank of developing trade.

آنها قصد دارند در انتخابات بعدی با شعار توسعه تجارت پیروز شوند.

a four-foot plank; a plank four feet (less frequently, four foot ) long; a plank four feet six inches long (or four foot six inches long ).

یک تخته چهار فوتی؛ یک تخته چهار فوت (به ندرت، چهار فوتی) طولانی؛ یک تخته چهار فوت و شش اینچ طول (یا چهار فوت و شش اینچ طول).

he had planked £1,000 under the mattress.

او 1000 پوند را زیر تشک قرار داده بود.

you routed each plank all along its length.

شما هر تخته را در طول آن مسیریابی کردید.

The food and the service are terrible in this restaurant. If you ask me, whoever is in charge should be made to walk the plank!

غذا و خدمات در این رستوران وحشتناک است. اگر از من بپرسید، هر کسی که مسئول است باید مجبور شود از تخته راه برود!

Nautical The vertical planking between the keel of a vessel and the sternpost, serving as a reinforcement.

دریا نویسی: ورقه عمودی بین کیل کشتی و ستون عقب، که به عنوان تقویت عمل می کند.

Because she’s a model, people assume she’s as thick as two short planks, but she isn’t.

از آنجایی که او یک مدل است، مردم فرض می‌کنند که به اندازه دو تخته کوتاه ضخیم است، اما اینطور نیست.

Hull is 1/8" pine planking over futtock-built frames, sealed with fiberglass.

هول از تخته های کاج 1/8 اینچی بر روی قاب های ساخته شده با روش فوتوک تشکیل شده است، با فایبرگلاس مهر و موم شده است.

The combination of convex and plank with sunblind engraving, gives you a beautiful external appearance of building ,and anancient,steady feeling .

ترکیبی از محدب و تخته با حکاکی کرکره خورشیدی، نمای بیرونی زیبا و احساس باستانی و استوار ساختمان را به شما می دهد.

Solid hull construction of basswood, planked over topsides, built-up bulwarks and laid deck planking.

ساختمان بدنه قوی از چوب Basswood، با تخته‌های روی قسمت بالایی، سنگرها ساخته شده و تخته‌های عرشه قرار داده شده است.

There is no heat for the subfreezing temperatures, and the bunks are planks of plywood attached to metal scaffolding.

گرمایشی وجود ندارد برای دمای زیر صفر، و تخت‌ها از تخته‌های چوبی به داربست فلزی متصل شده‌اند.

2. The combination of convex and plank with sunblind engraving, gives you a beautiful external appearance of building ,and anancient,steady feeling .

2. ترکیبی از محدب و تخته با حکاکی کرکره خورشیدی، نمای بیرونی زیبا و احساس باستانی و استوار ساختمان را به شما می دهد.

Bankrupt and repudiation are the spring-broads from  which much of our civilization vaults and turns its somersets,but the savage stands on the unelastic plank of famine.

ورشکستگی و انکار، گسترده‌های بهاری هستند که بخش زیادی از تمدن ما از آنها عبور کرده و وارونه می‌شود، اما وحشی روی تخته غیرقابل انعطافی از گرسنگی ایستاده است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید