body

[ایالات متحده]/'bɒdɪ/
[بریتانیا]/'bɑdi/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ساختار فیزیکی یک شخص یا حیوان؛ بخش اصلی چیزی؛ مقدار زیاد

vt. شکل دادن به

عبارات و ترکیب‌ها

human body

بدن انسان

physical body

بدن فیزیکی

body image

تصویر بدنی

body language

زبان بدن

main body

بدنه اصلی

in a body

در یک بدن

whole body

بدن کامل

water body

توده آب

body weight

وزن بدن

in body

در بدن

body temperature

دمای بدن

ore body

بدنه معدنی

car body

بدنه خودرو

rigid body

بدن صلب

body fat

چربی بدن

body mass index

شاخص توده بدنی

a body of

بدنه ای از

body position

موقعیت بدنی

body fluid

مایع بدن

valve body

بدنه شیر

dead body

جسد

dam body

بدنه سد

جملات نمونه

a body of water.

یک توده آب

Carotid body and aortic body chemoreceptor reflex.

بازتاب حنجره‌ای بدن کاروتید و بدن آئورت.

the body's immune system.

سیستم ایمنی بدن

the mystical body of Christ.

بدن عرفانی مسیح

body and soul are not separable.

بدن و روح قابل جدا شدن نیستند.

aliment for the body and mind

غذا برای بدن و ذهن

an immense body of water

یک توده آب وسیع

ease of body and mind

آرامش بدن و ذهن

somite A body segment.

سومیت A بخش بدن.

the cell body of a neuron

بدنه سلولی یک نورون

a rich body of Canadian folklore.

یک مجموعه غنی از فولکلور کانادایی

the conversion of food into body tissues.

تبدیل غذا به بافت های بدن.

the body had begun to decompose.

بدن شروع به تجزیه کرده بود.

the body could easily be that of an actress.

بدن به راحتی می توانست متعلق به یک بازیگر باشد.

the path of a body in free fall.

مسیر یک جسم در حال سقوط آزاد.

an ill condition of body and mind.

یک وضعیت بد از بدن و ذهن.

Brian's body was badly mutilated.

بدن برایان به طرز بدی متلاشی شده بود.

نمونه‌های واقعی

Every nerve in Harry's body was tingling unpleasantly.

هر عصبی در بدن هری ناخوشایند بود و گزگز می‌کرد.

منبع: 2. Harry Potter and the Chamber of Secrets

An ocean is an immense body of water.

یک اقیانوس یک توده آب بزرگ است.

منبع: Liu Yi Breakthrough English Vocabulary 3000

It programs our bodies with exquisite precision.

بدن ما را با دقت فوق العاده برنامه ریزی می کند.

منبع: TED Talks (Video Edition) January 2019 Collection

Your X rays won't penetrate her body.

اشعه ایکس شما به بدن او نفوذ نخواهد کرد.

منبع: American Horror Story: Season 2

She said she wants to slather my body with stuff and then lick it off.

او گفت که می خواهد بدنم را با مواد مختلف بپوشاند و بعد لیس کند.

منبع: Friends Season 1

I had to learn to reclaim my body as my own.

من باید یاد بگیرم که بدنم را به عنوان مال خودم پس بگیرم.

منبع: TEDx

There are bruises all over Caroline's body.

کبودی در سراسر بدن کارولین وجود دارد.

منبع: The Vampire Diaries Season 1

His landlord found his body in his apartment.

مالکش جسد او را در آپارتمانش پیدا کرد.

منبع: Deadly Women

I started creating a new body of work.

من شروع به ایجاد یک مجموعه جدید از آثار کردم.

منبع: TED Talks (Audio Version) October 2015 Collection

They found the body in the river.

آنها جسد را در رودخانه پیدا کردند.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید