book

[ایالات متحده]/bʊk/
[بریتانیا]/bʊk/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. یک اثر نوشته شده یا چاپ شده که شامل صفحاتی است که در یک طرف چسبانده یا دوخته شده‌اند و در پوشش‌هایی صحافی شده‌اند
vt. & vi. برای (اقامت، بلیط و غیره) از قبل رزرو کنید
vt. چیزی را در یک کتاب ثبت کنید؛ یادداشتی رسمی از چیزی تهیه کنید

عبارات و ترکیب‌ها

library book

کتابخانه کتاب

reference book

کتاب مرجع

e-book

کتاب الکترونیکی

in the book

در کتاب

book on

کتاب درباره

book in

کتاب در

book for

کتاب برای

good book

کتاب خوب

like a book

مثل یک کتاب

read a book

یک کتاب بخوان

by the book

طبق کتاب

english book

کتاب انگلیسی

address book

دفترچه آدرس

booked up

رزرو شده

on the book

روی کتاب

an open book

یک کتاب باز

comic book

کتاب کمیک

book value

ارزش کتاب

text book

کتاب درسی

book review

نقد کتاب

book of changes

کتاب تغییرات

جملات نمونه

The book is uncut.

کتاب برش نخورده است.

a book on cats.

کتابی درباره گربه‌ها.

a book on careers.

کتابی درباره مشاغل.

The book is out.

کتاب در دسترس است.

a book on astronomy.

کتابی درباره نجوم.

a book of matches.

یک بسته کبریت.

The book is in sheets.

کتاب به صورت برگه است.

This book is on order.

این کتاب سفارش داده شده است.

a book of devotions.

کتابی درباره تعهدات.

a book report; book learning.

گزارش کتاب؛ یادگیری کتاب.

a book not suitable for children.

کتابی که برای کودکان مناسب نیست.

an apologia for book-banning.

توجیهی برای ممنوعیت کتاب.

the book is partly autobiographical.

کتاب تا حدودی خودزندگی‌نامه است.

a book full of errors.

کتابی پر از اشتباه.

a book of liturgical forms.

کتابی درباره اشکال liturgical.

That book is a real loser.

آن کتاب یک بازنده واقعی است.

a cardboard book mailer.

یک بسته‌بندی مقوایی کتاب.

There is a book on the table .

یک کتاب روی میز وجود دارد.

نمونه‌های واقعی

CLOSE YOUR BOOKS! OPEN YOUR BOOKS! CLOSE THE WINDOW! OPEN THE DOOR!

بسته کردن کتاب‌ها! باز کردن کتاب‌ها! بستن پنجره! باز کردن در!

منبع: BlackCat (Beginner) Audiobook

Derrida wrote 40 books, all of them abstruse and subtle.

دريدا 40 كتاب نوشت، همه آنها مبهم و ظريف بودند.

منبع: History of Western Philosophy

I have an annotation; it's a fairly big book.

من یک حاشیه نویسی دارم؛ یک کتاب نسبتاً بزرگ است.

منبع: TED Talks (Audio Version) April 2016 Compilation

Reading good books helps to refine one's speech.

خواندن کتاب‌های خوب به پالایش گفتار کمک می‌کند.

منبع: Four-level vocabulary frequency weekly plan

I read the book from cover to cover.

من کتاب را از ابتدا تا انتها خواندم.

منبع: Tim's British Accent Class

I can show you the English books.

می‌توانم کتاب‌های انگلیسی را به شما نشان دهم.

منبع: People's Education Press PEP Primary School English Grade 5 Textbook Volume 2

Boring - who wants to read more books eh?

خسته کننده - چه کسی می‌خواهد بیشتر کتاب بخواند؟

منبع: BBC University Life English

He left the house with a light heart, intending to buy the books.

او با دلی آسوده از خانه بیرون رفت و قصد خرید کتاب‌ها را داشت.

منبع: American Original Language Arts Third Volume

Finally, we should remember the saying, Never judge a book by its cover.

در نهایت، باید به یاد داشته باشیم که نباید کتاب را از روی جلد آن قضاوت کرد.

منبع: Oxford Shanghai Edition High School English Grade 11 Upper Level

They are giving you a free audio book.

آنها یک کتاب صوتی رایگان به شما می‌دهند.

منبع: English With Lucy (Bilingual Experience)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید