library

[ایالات متحده]/'laɪbrərɪ/
[بریتانیا]/'laɪbrɛri/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. مکانی که مجموعه‌ای از کتاب‌ها و منابع دیگر برای خواندن، مطالعه یا ارجاع نگهداری می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

public library

کتابخانه عمومی

library card

کارت کتابخانه

library book

کتابخانه کتاب

library catalog

فهرست کتابخانه

digital library

کتابخانه دیجیتال

in the library

در کتابخانه

library science

علم کتابداری

library service

خدمات کتابخانه

college library

کتابخانه دانشگاه

school library

کتابخانه مدرسه

national library

کتابخانه ملی

dynamic link library

کتابخانه پیوند پویا

library of congress

کتابخانه کنگره

electronic library

کتابخانه الکترونیکی

library file

فایل کتابخانه

mobile library

کتابخانه سیار

image library

کتابخانه تصاویر

research library

کتابخانه تحقیقاتی

gene library

کتابخانه ژن

reference library

کتابخانه مرجع

special library

کتابخانه ویژه

graphics library

کتابخانه گرافیکی

جملات نمونه

the library, a fountain of information.

کتابخانه، منبعی از اطلاعات.

the library is open to the public.

کتابخانه برای عموم مردم باز است.

furnish a library with books

تامین یک کتابخانه با کتاب

Our specialist library is unparalleled.

کتابخانه تخصصی ما بی‌نظیر است.

The college library is a favorite haunt.

کتابخانه دانشگاه یک مکان مورد علاقه است.

The local library is a valuable resource.

کتابخانه محلی یک منبع ارزشمند است.

the library, a temple of learning.

کتابخانه، معبدی برای یادگیری.

to renew one's library ticket

برای تمدید بلیط کتابخانه

The library is a haven of peace and quiet.

کتابخانه یک بهشت ​​آرامش و سکوت است.

There is a large library in the British Museum.

در موزه بریتانیایی یک کتابخانه بزرگ وجود دارد.

The library didn’t stock zoology textbooks.

کتابخانه کتاب‌های درسی جانورشناسی را نداشت.

a library that was appointed in leather.

کتابخانه‌ای که با چرم تزئین شده بود.

he defaced library books.

او کتاب‌های کتابخانه را خراب کرد.

the library clock struck the half-hour.

ساعت کتابخانه نیم ساعت را نشان داد.

a library housing rare books.

یک کتابخانه که کتاب‌های کمیاب در آن نگهداری می‌شود.

in-service training of library staff.

آموزش در خدمت کارکنان کتابخانه.

asked the way to the library;

از راه رسیدن به کتابخانه پرسید؛

نمونه‌های واقعی

I can have a pharmacy! I can have a library!

من می‌توانم یک داروخانه داشته باشم! من می‌توانم یک کتابخانه داشته باشم!

منبع: Gourmet food, prayer, and love

My tote bag became a little library.

کیف خرید من به یک کتابخانه کوچک تبدیل شد.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

Mr. Wood promised to fill the library.

آقای وود قول داد که کتابخانه را پر کند.

منبع: BBC Listening Collection May 2013

My father allows me to use his library.

پدرم اجازه می‌دهد از کتابخانه او استفاده کنم.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book 2.

There was no library in my old school.

در مدرسه قدیمی من کتابخانه‌ای وجود نداشت.

منبع: People's Education Press PEP Primary School English Grade 6 Volume 2

Earlier this year a massive public library opened.

در اوایل امسال یک کتابخانه عمومی بزرگ افتتاح شد.

منبع: The Economist - Arts

There are free libraries in almost every city.

کتابخانه‌های رایگان در تقریباً هر شهری وجود دارد.

منبع: IELTS Speaking Part 1: January to April 2023

Students were finally able to use the library again.

دانشجویان سرانجام دوباره توانستند از کتابخانه استفاده کنند.

منبع: CNN 10 Student English February 2023 Compilation

He would bring books back from his high school library.

او کتاب‌ها را از کتابخانه دبیرستانش با خود می‌آورد.

منبع: Past National College Entrance Examination Listening Test Questions

The library collection in total is around 170 million items.

مجموعه کتابخانه در مجموع حدود 170 میلیون جلد است.

منبع: Listening Digest

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید