read

[ایالات متحده]/riːd/
[بریتانیا]/rid/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. مطالعه کردن; درک کردن

vi. مطالعه کردن; نگاهی به آن انداختن

n. مطالعه; مواد نوشته شده

adj. آگاه

عبارات و ترکیب‌ها

read in

خواندن داخل

read and write

خواندن و نوشتن

read english

خواندن انگلیسی

read about

خواندن درباره

read books

خواندن کتاب‌ها

read on

ادامه خواندن

read out

خواندن با صدای بلند

read aloud

خواندن با صدای بلند

read as

خواندن به عنوان

read through

خواندن کامل

read only

فقط خواندن

read for

خواندن برای

read of

خواندن از

read data

خواندن داده

read the newspaper

خواندن روزنامه

read into

خواندن در

read over

بازبینی کردن

read up

خواندن و تحقیق کردن

جملات نمونه

if they read at all, they read trash.

اگر اصلاً خواندند، آشغال خواندند.

they can read and write.

آنها می توانند بخوانند و بنویسند.

read a how-to book.

یک کتاب راهنما بخوان.

I read it in a book.

آن را در یک کتاب خواندم.

the reading of a will.

مطالعه وصیت‌نامه.

read the future in the now

آینده را در اکنون بخوانید.

read oneself to sleep

خود را با خواندن به خواب ببرید

read Shakespeare in the original

شکسپیر را به زبان اصلی بخوانید.

the reading of the thermometer

خواندن دماسنج.

Read slowly and loudly.

به آرامی و با صدای بلند بخوانید.

read sb. a lecture

به کسی سخنرانی بخوان.

read about the accident

در مورد تصادف بخوانید.

He read the newspaper.

او روزنامه خواند.

to read about the murder

در مورد قتل بخوانید.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید