castigation

[ایالات متحده]/kæs.tɪɡˈeɪ.ʃən/
[بریتانیا]/ˌkæs.tɪɡˈeɪ.ʃən/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتقاد یا مجازات شدید؛ اصلاح یا بازنگری رسمی

عبارات و ترکیب‌ها

harsh castigation

تکریم شدید

public castigation

تکریم علنی

castigation of behavior

تکریم رفتار

castigation for mistakes

تکریم برای اشتباهات

castigation of actions

تکریم اقدامات

castigation by peers

تکریم توسط همسالان

castigation from authority

تکریم از سوی مقامات

castigation in public

تکریم در حضور عموم

castigation of decisions

تکریم تصمیمات

castigation as punishment

تکریم به عنوان مجازات

جملات نمونه

the teacher's castigation of the student's behavior was harsh.

نکته‌زنی آموزگار نسبت به رفتار دانش‌آموز شدید بود.

he faced castigation from his peers for his poor decision.

او به دلیل تصمیم نادرست خود با نکته‌زنی از همسالان خود روبرو شد.

the castigation of the policy led to significant changes.

نکته‌زنی سیاست منجر به تغییرات قابل توجهی شد.

she received castigation for her lack of effort in the project.

او به دلیل نداشتن تلاش در پروژه، نکته‌زنی دریافت کرد.

his castigation of the team's performance was well-deserved.

نکته‌زنی او نسبت به عملکرد تیم به‌حق بود.

the castigation from the critics was relentless.

نکته‌زنی منتقدان بی‌امان بود.

castigation in public can be very damaging to one's reputation.

نکته‌زنی در حضور عموم می‌تواند به شهرت یک فرد آسیب جدی برساند.

he accepted the castigation as a necessary part of learning.

او نکته‌زنی را به عنوان بخشی ضروری از یادگیری پذیرفت.

the castigation of his actions made him reconsider his choices.

نکته‌زنی اعمال او باعث شد تا او انتخاب‌های خود را دوباره بررسی کند.

she was surprised by the castigation she received online.

او از نکته‌زنی که به صورت آنلاین دریافت کرد، متعجب شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید