harsh castigation
تکریم شدید
public castigation
تکریم علنی
castigation of behavior
تکریم رفتار
castigation for mistakes
تکریم برای اشتباهات
castigation of actions
تکریم اقدامات
castigation by peers
تکریم توسط همسالان
castigation from authority
تکریم از سوی مقامات
castigation in public
تکریم در حضور عموم
castigation of decisions
تکریم تصمیمات
castigation as punishment
تکریم به عنوان مجازات
the teacher's castigation of the student's behavior was harsh.
نکتهزنی آموزگار نسبت به رفتار دانشآموز شدید بود.
he faced castigation from his peers for his poor decision.
او به دلیل تصمیم نادرست خود با نکتهزنی از همسالان خود روبرو شد.
the castigation of the policy led to significant changes.
نکتهزنی سیاست منجر به تغییرات قابل توجهی شد.
she received castigation for her lack of effort in the project.
او به دلیل نداشتن تلاش در پروژه، نکتهزنی دریافت کرد.
his castigation of the team's performance was well-deserved.
نکتهزنی او نسبت به عملکرد تیم بهحق بود.
the castigation from the critics was relentless.
نکتهزنی منتقدان بیامان بود.
castigation in public can be very damaging to one's reputation.
نکتهزنی در حضور عموم میتواند به شهرت یک فرد آسیب جدی برساند.
he accepted the castigation as a necessary part of learning.
او نکتهزنی را به عنوان بخشی ضروری از یادگیری پذیرفت.
the castigation of his actions made him reconsider his choices.
نکتهزنی اعمال او باعث شد تا او انتخابهای خود را دوباره بررسی کند.
she was surprised by the castigation she received online.
او از نکتهزنی که به صورت آنلاین دریافت کرد، متعجب شد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید