chinks in armor
شکاف در زره
chinks of light
شکاف های نور
chinks of hope
شکاف های امید
chinks of time
شکاف های زمان
chinks in defenses
شکاف در دفاع
chinks in strategy
شکاف در استراتژی
chinks in judgment
شکاف در قضاوت
chinks of trust
شکاف های اعتماد
chinks in logic
شکاف در منطق
he noticed some chinks in the armor of his opponent.
او متوجه برخی نقاط ضعف در زره حریف خود شد.
the project had a few chinks that needed to be addressed.
چندین نقطه ضعف در پروژه وجود داشت که نیاز به رسیدگی داشت.
she found chinks in the wall that let in cold air.
او حفرههایی در دیوار پیدا کرد که باعث ورود هوای سرد میشد.
there were chinks in the plan that could lead to failure.
نقاط ضعفی در طرح وجود داشت که میتوانست منجر به شکست شود.
he tried to hide the chinks in his argument.
او سعی کرد نقاط ضعف استدلال خود را پنهان کند.
chinks in the system can cause major issues.
نقاط ضعف در سیستم میتواند باعث مشکلات جدی شود.
she noticed the chinks in his confidence during the presentation.
او متوجه نقاط ضعف در اعتماد به نفس او در طول ارائه شد.
finding chinks in the evidence was crucial for the case.
پیدا کردن نقاط ضعف در مدارک برای این پرونده حیاتی بود.
he worked hard to fix the chinks in his knowledge.
او سخت تلاش کرد تا نقاط ضعف دانش خود را برطرف کند.
chinks in the relationship started to appear over time.
نقاط ضعف در رابطه به مرور زمان ظاهر شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید