chinks

[ایالات متحده]/tʃɪŋks/
[بریتانیا]/tʃɪŋks/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. ترک‌ها یا نقاط ضعف؛ جمع چینک، یک اصطلاح توهین‌آمیز برای یک فرد چینی

عبارات و ترکیب‌ها

chinks in armor

شکاف در زره

chinks of light

شکاف های نور

chinks of hope

شکاف های امید

chinks of time

شکاف های زمان

chinks in defenses

شکاف در دفاع

chinks in strategy

شکاف در استراتژی

chinks in judgment

شکاف در قضاوت

chinks of trust

شکاف های اعتماد

chinks in logic

شکاف در منطق

جملات نمونه

he noticed some chinks in the armor of his opponent.

او متوجه برخی نقاط ضعف در زره حریف خود شد.

the project had a few chinks that needed to be addressed.

چندین نقطه ضعف در پروژه وجود داشت که نیاز به رسیدگی داشت.

she found chinks in the wall that let in cold air.

او حفره‌هایی در دیوار پیدا کرد که باعث ورود هوای سرد می‌شد.

there were chinks in the plan that could lead to failure.

نقاط ضعفی در طرح وجود داشت که می‌توانست منجر به شکست شود.

he tried to hide the chinks in his argument.

او سعی کرد نقاط ضعف استدلال خود را پنهان کند.

chinks in the system can cause major issues.

نقاط ضعف در سیستم می‌تواند باعث مشکلات جدی شود.

she noticed the chinks in his confidence during the presentation.

او متوجه نقاط ضعف در اعتماد به نفس او در طول ارائه شد.

finding chinks in the evidence was crucial for the case.

پیدا کردن نقاط ضعف در مدارک برای این پرونده حیاتی بود.

he worked hard to fix the chinks in his knowledge.

او سخت تلاش کرد تا نقاط ضعف دانش خود را برطرف کند.

chinks in the relationship started to appear over time.

نقاط ضعف در رابطه به مرور زمان ظاهر شدند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید