divides

[ایالات متحده]/dɪˈvaɪdz/
[بریتانیا]/dɪˈvaɪdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. سوم شخص مفرد تقسیم کردن؛ جدا کردن به قسمت‌ها؛ جدا کردن یا باعث اختلاف شدن

عبارات و ترکیب‌ها

time divides

زمان تقسیم می‌کند

wealth divides

ثروت تقسیم می‌کند

class divides

کلاس تقسیم می‌کند

line divides

خط تقسیم می‌کند

culture divides

فرهنگ تقسیم می‌کند

race divides

نژاد تقسیم می‌کند

age divides

سن تقسیم می‌کند

gender divides

جنسیت تقسیم می‌کند

space divides

فضای تقسیم می‌کند

interest divides

علاقه تقسیم می‌کند

جملات نمونه

time divides our lives into different phases.

زمان زندگی ما را به فازهای مختلف تقسیم می‌کند.

the teacher divides the class into groups for the project.

معلم کلاس را برای پروژه به گروه‌های مختلف تقسیم می‌کند.

he divides his time between work and family.

او وقت خود را بین کار و خانواده تقسیم می‌کند.

the river divides the two towns.

رودخانه دو شهر را از هم جدا می‌کند.

she divides her attention between several tasks.

او توجه خود را بین چندین کار تقسیم می‌کند.

the book divides its chapters by themes.

کتاب فصل‌های خود را بر اساس موضوعات تقسیم می‌کند.

the committee divides the responsibilities among its members.

کمیته مسئولیت‌ها را بین اعضای خود تقسیم می‌کند.

he divides his earnings with his partner.

او درآمد خود را با شریکش تقسیم می‌کند.

the map divides the region into various districts.

نقشه منطقه را به مناطق مختلف تقسیم می‌کند.

mathematics divides into several branches.

ریاضیات به چندین شاخه تقسیم می‌شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید