split decision
تصمیم منصفانه
split second
لحظهای
split ends
سر موهای دوشکسته
split vote
تقسیم آرا
split personality
شخصیت شکافته
split screen
صفحه تقسیمشده
split level
سطح تقسیمشده
split hair
بحث در مورد جزئیات
split bill
تقسیم صورتحساب
split time
تقسیم زمان
he splits his time between work and family.
او وقت خود را بین کار و خانواده تقسیم میکند.
the team splits into smaller groups for the project.
تیم به گروههای کوچکتر برای پروژه تقسیم میشود.
she splits the cake into equal pieces.
او کیک را به قطعات مساوی تقسیم میکند.
the river splits into two branches ahead.
رودخانه در پیش رو به دو شاخه تقسیم میشود.
he splits his earnings with his partner.
او درآمد خود را با شریکش تقسیم میکند.
the company splits its assets to reduce risk.
شرکت داراییهای خود را برای کاهش خطر تقسیم میکند.
she splits her attention between studies and hobbies.
او توجه خود را بین تحصیل و سرگرمیها تقسیم میکند.
the community splits opinions on the new policy.
جامعه نظراتی در مورد سیاست جدید دارد.
he splits the responsibilities among the team members.
او مسئولیتها را بین اعضای تیم تقسیم میکند.
the discussion splits into several topics.
بحث به چندین موضوع تقسیم میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید