cling

[ایالات متحده]/klɪŋ/
[بریتانیا]/klɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vi. به طور نزدیک چسبیدن؛ محکم چسبیدن یا نگه داشتن؛ به طور مداوم باقی ماندن

عبارات و ترکیب‌ها

cling to

چسبیدن

clingy behavior

رفتار چسبنده

cling film

سلفون

cling wrap

سلفون

clingstone fruit

میوه چسبیده به هسته

cling to memories

چسبیدن به خاطرات

clingy clothes

لباس‌های چسبنده

جملات نمونه

the fish cling to the line of the weed.

ماهی‌ها به خط علف چسبیده اند.

cling to one's own view.

به دیدگاه خود بچسبید.

cling to the last hope

به آخرین امید بچسبید.

Wet clothes cling to the body.

لباس‌های خیس به بدن می‌چسبند.

guest houses seem to cling by blind faith to the perpendicular hillside.

به نظر می‌رسد اقامتگاه‌های مهمان به طرز کورکورانه به دامنه شیب‌دار می‌چسبند.

The British prime minister is too apt to cling to Washington’s apron strings.

نخست وزیر بریتانیا خیلی مستعد به چسبیدن به آویزون واشنگتن است.

clung to the rope to keep from falling; fabrics that cling to the body.

برای جلوگیری از افتادن به طناب چسبید؛ پارچه‌هایی که به بدن می‌چسبند.

Members of a family should cling together in times of trouble.

اعضای یک خانواده باید در زمان سختی با هم کنار بیایند.

Whenever we move to a new house, we always cling to far too many possessions.

هر زمان که به خانه‌ای جدید نقل مکان می‌کنیم، همیشه به دارایی‌های بیش از حد زیادی می‌چسبیم.

I had to cling tight to the backstay, and the world turned giddily before my eyes;

من مجبور بودم محکم به لافت عقب چنگ بزنم و دنیا قبل از چشمانم به طرز سرگیجه‌آوری چرخید.

Though it is depressingly rare for the underdog to win in the real world, I'd like to cling to the idea that when they do, they have something special to offer that the overdog does not.

اگرچه بسیار نادر است که در دنیای واقعی، بازنده‌ها پیروز شوند، مایلم به این ایده بچسبم که وقتی این اتفاق می‌افتد، آنها چیزی خاص برای ارائه دارند که برنده ندارد.

attempting, on May 18th, to cling to his canopied chair, he seemed mumblingly ignorant of the procedures he is supposed to oversee.

در حالی که در 18 مه سعی می کرد به صندلی پوشیده شده خود بچسبد، به نظر می رسید که به شکلی نادانسته از رویه هایی که باید بر آنها نظارت کند.

نمونه‌های واقعی

A handful must have clung on through the big freeze.

احتمالاً تعدادی به این دلیل که در سرمای بزرگ گیر کرده بودند، باقی مانده اند.

منبع: Earth's Complete Record

The two friends cling together wherever they go.

دوستان هر کجا که بروند، به هم نزدیک می شوند.

منبع: Liu Yi's breakthrough of 5000 English vocabulary words.

She clung to him like a shadow.

او مثل سایه به او چسبیده بود.

منبع: Gone with the Wind

In this metaphor they can cling onto the lifeboats.

در این استعاره، آنها می توانند به قایق نجات بچسبند.

منبع: 6 Minute English

Here a male is clinging to the back of a female.

در اینجا یک مرد در حال چسبیدن به پشت یک زن است.

منبع: Insect Kingdom Season 2 (Original Soundtrack Version)

Plus, we got those little sheets that smell nice and fight static cling.

علاوه بر این، ما آن برگه های کوچک را داریم که بوی خوبی می دهند و از چسبندگی الکتریسیته ساکن جلوگیری می کنند.

منبع: Young Sheldon - Season 2

And there was usually a tin can with food still clinging to the inside.

و معمولاً یک قوطی وجود داشت که هنوز غذایی در داخل آن چسبیده بود.

منبع: Charlotte's Web

That's because I-I was just grabbing some things out of the dryer, and it's static cling.

چون من فقط داشتم چند وسیله را از خشک کن بیرون می آوردم و چسبندگی الکتریسیته ساکن است.

منبع: Friends Season 03

The children cling to their father for more pocket money.

کودکان برای پول بیشتری به پدرشان چسبیده اند.

منبع: New Concept English: Vocabulary On-the-Go, Book Three.

Cling to them as you would cling to your life, for without them, life is meaningless.

آنها را همانطور که به زندگی خود چسبیده اید، در آغوش بگیرید، زیرا بدون آنها زندگی بی معنی است.

منبع: "Beautiful Mind Morning Reading" Beautiful Prose

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید