surrendered

[ایالات متحده]/səˈrɛndəd/
[بریتانیا]/səˈrɛndɚd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. انتشار الکترونیکی یک سند
v. تسلیم شدن یا واگذار کردن؛ رها کردن یا کنار گذاشتن

عبارات و ترکیب‌ها

surrendered control

تسلیم کنترل

surrendered rights

تسلیم حقوق

surrendered territory

تسلیم سرزمین

surrendered hope

تسلیم امید

surrendered myself

تسلیم خودم

surrendered faith

تسلیم ایمان

surrendered to fate

تسلیم در برابر سرنوشت

surrendered position

تسلیم موقعیت

surrendered willingly

تسلیم با میل

surrendered quietly

تسلیم به آرامی

جملات نمونه

the army surrendered after a long battle.

ارتش پس از یک نبرد طولانی تسلیم شد.

he surrendered his position to the new leader.

او جایگاه خود را به رهبر جدید تسلیم کرد.

she surrendered her dreams for the sake of her family.

او برای خانواده‌اش رویای خود را رها کرد.

the suspect surrendered to the police peacefully.

مشتبه عليه به طور مسالمت آمیز خود را به پلیس تسلیم کرد.

they surrendered their rights in the agreement.

آنها حقوق خود را در توافقنامه رها کردند.

after much consideration, he finally surrendered his pride.

پس از بررسی‌های فراوان، او بالاخره غرور خود را رها کرد.

the rebels surrendered to the government forces.

شورشیان خود را به نیروهای دولتی تسلیم کردند.

she surrendered all her fears and took a leap of faith.

او تمام ترس‌های خود را رها کرد و یک قدم جسورانه برداشت.

he surrendered control of the project to his team.

او کنترل پروژه را به تیم خود واگذار کرد.

after negotiations, they surrendered their demands.

پس از مذاکرات، آنها خواسته‌های خود را رها کردند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید