conceptually speaking, the project is sound.
در واقع، پروژه از نظر مفهومی خوب است.
she struggles to understand the conceptually difficult material.
او برای درک مطالب به طور مفهومی دشوار مشکل دارد.
conceptually, the idea is brilliant.
به طور مفهومی، ایده بسیار عالی است.
the artist explores different themes conceptually.
هنرمند به طور مفهومی مضامین مختلف را بررسی میکند.
conceptually, the two theories are closely related.
به طور مفهومی، این دو نظریه ارتباط نزدیکی دارند.
the project is conceptually similar to previous research.
پروژه از نظر مفهومی شبیه به تحقیقات قبلی است.
conceptually, the design is innovative.
به طور مفهومی، طراحی نوآورانه است.
she struggles to grasp the conceptually complex ideas.
او برای درک ایدههای به طور مفهومی پیچیده مشکل دارد.
conceptually, the plan is well thought out.
به طور مفهومی، طرح به خوبی فکر شده است.
the artist pushes boundaries conceptually.
هنرمند به طور مفهومی مرزها را گسترش میدهد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید