congests

[ایالات متحده]/kənˈdʒɛsts/
[بریتانیا]/kənˈdʒɛsts/

ترجمه

v. پر کردن یا مسدود کردن (یک فضا یا منطقه)

عبارات و ترکیب‌ها

traffic congests

ترافیک سنگ می شود

network congests

شبکه سنگ می شود

road congests

جاده سنگ می شود

city congests

شهر سنگ می شود

system congests

سیستم سنگ می شود

flow congests

جریان سنگ می شود

data congests

داده ها سنگ می شوند

pipeline congests

خط لوله سنگ می شود

traffic jam congests

ترافیک سنگ می شود

signal congests

سیگنال سنگ می شود

جملات نمونه

the traffic congests during rush hour.

ترافیک در ساعات شلوغی افزایش می‌یابد.

heavy rain congests the drainage system.

باران شدید باعث گرفتگی سیستم زهکشی می‌شود.

the network congests when too many users log in.

شبکه زمانی دچار ترافیک می‌شود که کاربران زیادی وارد می‌شوند.

his emotions congest when he talks about his past.

احساسات او زمانی دچار ترافیک می‌شوند که درباره گذشته خود صحبت می‌کند.

allergies congest my nasal passages.

آلرژی‌ها باعث گرفتگی مجاری بینی من می‌شوند.

the city congests with tourists in summer.

شهر در تابستان با گردشگران مملو می‌شود.

the pipes congested due to the buildup of debris.

لوله ها به دلیل تجمع زباله ها مسدود شده بودند.

his thoughts congest when he faces tough decisions.

وقتی با تصمیمات دشوار روبرو می‌شود، افکار او دچار ترافیک می‌شوند.

the meeting room congests with too many participants.

اتاق کنفرانس با حضور بیش از حد زیاد شرکت کنندگان مملو می‌شود.

winter weather often congests travel plans.

آب و هوای زمستانی اغلب برنامه‌های سفر را مختل می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید