traffic congests
ترافیک سنگ می شود
network congests
شبکه سنگ می شود
road congests
جاده سنگ می شود
city congests
شهر سنگ می شود
system congests
سیستم سنگ می شود
flow congests
جریان سنگ می شود
data congests
داده ها سنگ می شوند
pipeline congests
خط لوله سنگ می شود
traffic jam congests
ترافیک سنگ می شود
signal congests
سیگنال سنگ می شود
the traffic congests during rush hour.
ترافیک در ساعات شلوغی افزایش مییابد.
heavy rain congests the drainage system.
باران شدید باعث گرفتگی سیستم زهکشی میشود.
the network congests when too many users log in.
شبکه زمانی دچار ترافیک میشود که کاربران زیادی وارد میشوند.
his emotions congest when he talks about his past.
احساسات او زمانی دچار ترافیک میشوند که درباره گذشته خود صحبت میکند.
allergies congest my nasal passages.
آلرژیها باعث گرفتگی مجاری بینی من میشوند.
the city congests with tourists in summer.
شهر در تابستان با گردشگران مملو میشود.
the pipes congested due to the buildup of debris.
لوله ها به دلیل تجمع زباله ها مسدود شده بودند.
his thoughts congest when he faces tough decisions.
وقتی با تصمیمات دشوار روبرو میشود، افکار او دچار ترافیک میشوند.
the meeting room congests with too many participants.
اتاق کنفرانس با حضور بیش از حد زیاد شرکت کنندگان مملو میشود.
winter weather often congests travel plans.
آب و هوای زمستانی اغلب برنامههای سفر را مختل میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید