chokes on
خفه میشود
chokes back
خفه میکند
chokes up
خفه میشود
chokes down
خفه میکند
chokes off
خفه میکند
chokes easily
به راحتی خفه میشود
chokes under
تحت فشار خفه میشود
chokes during
در حین خفه شدن
chokes when
وقتی خفه میشود
chokes with
با خفه شدن
the smoke chokes me when i walk through the city.
دود باعث خفگی من میشود وقتی از شهر عبور میکنم.
he chokes on his food if he eats too quickly.
اگر خیلی سریع غذا بخورد، غذایش را قورت نمیدهد.
the tight collar chokes her when she tries to speak.
وقتی سعی میکند صحبت کند، یقهی تنگ او را خفه میکند.
she chokes up with emotion during the speech.
در حین سخنرانی، او با احساسات خفه میشود.
the engine chokes when the fuel is low.
وقتی سوخت کم است، موتور خفه میشود.
he often chokes under pressure in competitions.
او اغلب در مسابقات تحت فشار خفه میشود.
the dog chokes on a bone if it’s too big.
اگر استخوان خیلی بزرگ باشد، سگ آن را قورت نمیدهد.
she chokes back tears when she remembers her childhood.
وقتی دوران کودکیاش را به یاد میآورد، اشکهایش را فرو میخورد.
he chokes the weeds in his garden every weekend.
او هر آخر هفته علفهای هرز را در باغش خفه میکند.
the dust in the air chokes my allergies.
گرد و غبار موجود در هوا باعث خفگی آلرژی من میشود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید