large crowds
توده های بزرگ
crowds gather
توده ها جمع می شوند
crowds disperse
توده ها پراکنده می شوند
crowds cheer
توده ها تشویق می کنند
crowds surge
توده ها هجوم می آورند
crowds flock
توده ها ازدحام می کنند
crowds control
کنترل جمعیت
crowds welcome
توده ها استقبال می کنند
crowds celebrate
توده ها جشن می گیرند
the crowds gathered to watch the fireworks display.
جمعیت برای تماشای نمایش آتشبازی گرد هم آمدند.
she felt overwhelmed by the crowds at the concert.
او در کنسرت احساس غرق شدن در میان جمعیت کرد.
the crowds cheered as the team scored the winning goal.
با به ثمر رساندن گل پیروزی، جمعیت تشویق کردند.
it’s difficult to navigate through large crowds.
عبور از میان جمعیت زیاد دشوار است.
shopping malls are often crowded during the holidays.
مرکز خریدها اغلب در تعطیلات شلوغ هستند.
he enjoys performing for large crowds.
او از اجرای برنامه برای جمعیت زیاد لذت می برد.
the festival attracted crowds from all over the city.
جشنواره جمعیت را از سرتاسر شهر به خود جذب کرد.
she took photos of the crowds at the parade.
او از جمعیت در رژه عکس گرفت.
security was tight due to the large crowds expected.
به دلیل جمعیت زیاد مورد انتظار، امنیت سخت بود.
the crowds dispersed quickly after the event ended.
پس از پایان رویداد، جمعیت به سرعت پراکنده شدند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید