overloads

[ایالات متحده]/ˌəʊvəˈləʊdz/
[بریتانیا]/ˌoʊvərˈloʊdz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. به طور excesively بار کردن؛ ظرفیت را فراتر رفتن؛ بار اضافی کردن؛ بار اضافی اضافه کردن

عبارات و ترکیب‌ها

function overloads

بازتمرکز توابع

overloads methods

بازتمرکز متدها

overloads operators

بازتمرکز عملگرها

overloads occur

بازتمرکز رخ می‌دهد

overloads limit

بازتمرکز محدودیت

overloads support

بازتمرکز پشتیبانی

overloads increase

بازتمرکز افزایش

overloads defined

بازتمرکز تعریف شده

overloads functionality

بازتمرکز قابلیت‌ها

overloads complexity

بازتمرکز پیچیدگی

جملات نمونه

the system overloads when too many users log in at once.

سیستم هنگ می‌کند وقتی تعداد زیادی کاربر به طور همزمان وارد می‌شوند.

overloads can cause serious damage to electrical circuits.

بارگذاری بیش از حد می‌تواند باعث آسیب جدی به مدارهای الکتریکی شود.

he often overloads his schedule with too many commitments.

او اغلب برنامه خود را با تعهدات زیاد پر می‌کند.

the teacher overloads the students with homework.

معلم دانش‌آموزان را با تکالیف زیاد تحت فشار قرار می‌دهد.

overloads in the network can lead to slower performance.

بارگذاری بیش از حد در شبکه می‌تواند منجر به کاهش عملکرد شود.

she overloads her backpack with unnecessary items.

او کوله‌پشتی خود را با وسایل غیرضروری پر می‌کند.

overloads in the system can trigger alarms.

بارگذاری بیش از حد در سیستم می‌تواند باعث فعال شدن آلارم‌ها شود.

the engine overloads if you push it too hard.

اگر آن را بیش از حد فشار دهید، موتور بارگذاری می‌شود.

he overloads his brain with too much information.

او مغز خود را با اطلاعات زیاد پر می‌کند.

overloads can be managed by optimizing resources.

می‌توان بارگذاری بیش از حد را با بهینه‌سازی منابع مدیریت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید