unclogs drains
رفع گرفتگی لولهها
unclogs pipes
رفع گرفتگی لولهها
unclogs toilets
رفع گرفتگی توالتها
unclogs filters
رفع گرفتگی فیلترها
unclogs sinks
رفع گرفتگی سینکها
unclogs vents
رفع گرفتگی دریچهها
unclogs arteries
رفع گرفتگی عروق
unclogs pathways
رفع انسداد مسیرها
unclogs channels
رفع انسداد کانالها
unclogs systems
رفع انسداد سیستمها
the plumber unclogs the drain quickly.
لوله کش به سرعت گرفتگی لوله را باز میکند.
she unclogs her thoughts by writing in a journal.
او با نوشتن در یک دفترچه، افکار خود را باز میکند.
this product unclogs the showerhead effectively.
این محصول به طور موثر سر دوش را باز میکند.
he unclogs the traffic by directing cars.
او با هدایت اتومبیلها، ترافیک را باز میکند.
the technician unclogs the printer with ease.
تکنسین به راحتی پرینتر را باز میکند.
regular maintenance unclogs the air filters.
نگهداری منظم فیلترهای هوا را باز میکند.
she uses hot water to unclogs the sink.
او از آب گرم برای باز کردن سینک استفاده میکند.
he unclogs his nose with a saline spray.
او با استفاده از اسپری سالین، بینی خود را باز میکند.
the software unclogs the system's performance.
نرم افزار عملکرد سیستم را بهبود میبخشد.
she unclogs her schedule by prioritizing tasks.
او با اولویتبندی وظایف، برنامه خود را باز میکند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید