unclogs

[ایالات متحده]/ʌnˈklɒɡz/
[بریتانیا]/ʌnˈklɑːɡz/

ترجمه

v. مانع را برطرف می‌کند; موانع را پاک می‌کند; موانع را از بین می‌برد

عبارات و ترکیب‌ها

unclogs drains

رفع گرفتگی لوله‌ها

unclogs pipes

رفع گرفتگی لوله‌ها

unclogs toilets

رفع گرفتگی توالت‌ها

unclogs filters

رفع گرفتگی فیلترها

unclogs sinks

رفع گرفتگی سینک‌ها

unclogs vents

رفع گرفتگی دریچه‌ها

unclogs arteries

رفع گرفتگی عروق

unclogs pathways

رفع انسداد مسیرها

unclogs channels

رفع انسداد کانال‌ها

unclogs systems

رفع انسداد سیستم‌ها

جملات نمونه

the plumber unclogs the drain quickly.

لوله کش به سرعت گرفتگی لوله را باز می‌کند.

she unclogs her thoughts by writing in a journal.

او با نوشتن در یک دفترچه، افکار خود را باز می‌کند.

this product unclogs the showerhead effectively.

این محصول به طور موثر سر دوش را باز می‌کند.

he unclogs the traffic by directing cars.

او با هدایت اتومبیل‌ها، ترافیک را باز می‌کند.

the technician unclogs the printer with ease.

تکنسین به راحتی پرینتر را باز می‌کند.

regular maintenance unclogs the air filters.

نگهداری منظم فیلترهای هوا را باز می‌کند.

she uses hot water to unclogs the sink.

او از آب گرم برای باز کردن سینک استفاده می‌کند.

he unclogs his nose with a saline spray.

او با استفاده از اسپری سالین، بینی خود را باز می‌کند.

the software unclogs the system's performance.

نرم افزار عملکرد سیستم را بهبود می‌بخشد.

she unclogs her schedule by prioritizing tasks.

او با اولویت‌بندی وظایف، برنامه خود را باز می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید