cowering in fear
ترسیده در ترس
cowering under pressure
تحت فشار ترسیده
The cowering dog hid under the table during the thunderstorm.
سگ ترسیده زیر میز در طول طوفان پنهان شد.
She was cowering in fear as the intruder entered the room.
او از ترس در گوشه ای ایستاده بود، در حالی که مزاحم وارد اتاق شد.
The cowering child sought comfort in his mother's arms.
کودک ترسیده برای یافتن آرامش به آغوش مادرش پناه برد.
The cowering cat trembled in the corner after being scolded.
گربه ترسیده بعد از اینکه سرزنش شد، در گوشه ای لرزید.
Cowering in the darkness, she waited for the danger to pass.
در تاریکی پنهان شده، منتظر بود تا خطر از بین برود.
The cowering student avoided making eye contact with the teacher.
دانش آموز ترسیده از تماس چشمی با معلم خودداری کرد.
He was cowering behind the bushes, trying to hide from the enemy.
او در پشت بوته ها پنهان شده بود و سعی می کرد از دشمن پنهان شود.
The cowering rabbit froze in place, hoping to go unnoticed by the predator.
خرگوش ترسیده در جا خشک شد و امیدوار بود که شکارچی متوجه او نشود.
Cowering in the corner, the young girl was too scared to move.
در گوشه ای پنهان شده، دختر جوان خیلی ترسیده بود که نتوانست حرکت کند.
The cowering employee hesitated to speak up in the meeting.
کارمند ترسیده برای صحبت کردن در جلسه مردد بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید