stand

[ایالات متحده]/stænd/
[بریتانیا]/stænd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. در یک وضعیت ایستاده بودن؛ تحمل کردن؛ حمایت کردن؛ مدافع بودن
n. موقعیت؛ نگرش؛ نقطه نظر؛ سکو

عبارات و ترکیب‌ها

stand up

بلند شو

stand still

بایستید

stand by

آماده باش

stand out

جدا نظر بودن

stand tall

بایستید و سرتان بلند باشد

stand firm

ایستادن محکم

stand guard

حراست کنید

stand corrected

تصحیح شود

stand in

ایستادن

stand on

روی آن ایستید

stand or fall

بایستید یا بیفتید

stand for

نمايندگی

can't stand

نمی‌تونم تحمل کنم

stand at

در آن ایستید

stand behind

پشت آن ایستید

as it stands

همانطور که هست

stand up for

از آن حمایت کنید

stand against

مخالف آن باشید

make a stand

موضع بگیرید

stand back

عقب بمانید

جملات نمونه

a stand of poplars.

ردی از درختان تبریزی

stand for the harbour

نماینده بندر بودن

stand in for the shore

به جای ساحل ایستادن

a stand of pine.

ردی از درختان کاج

to stand at attention

برای سلام ایستادن

stand straight; stand to one side.

صاف بایستید؛ به یک طرف بایستید.

stand on ceremony; stand on one's rights.

رسم و آداب را رعایت کنید؛ از حقوق خود دفاع کنید.

their standing in the community.

موقعیت آنها در جامعه.

stand a bottle to the company

یک بطری را به شرکت پیشنهاد دهید

stand as a sponsor for a person

به عنوان حامی مالی برای یک شخص عمل کنید

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید