crashing

[ایالات متحده]/'kræʃɪŋ/
[بریتانیا]/ˈkræʃɪŋ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. مطلق، فوق العاده، کامل

عبارات و ترکیب‌ها

car crashing

تصادف خودرو

website crashing

ریزش وب‌سایت

system crashing

خرابی سیستم

جملات نمونه

he can be a crashing bore.

او می‌تواند یک خسته کننده باشد.

breakers crashing against the rocks.

امواج خروشان که به سنگ‌ها برخورد می‌کنند.

went crashing through the woods.

با سرعت در جنگل‌ها حرکت کرد.

the aircraft was sent crashing to its doom in the water.

هواپیما به گونه ای فرود آمد که به سرنوشت خود در آب رسید.

narrowly missed crashing into the tree.

به طور باریک به درخت برخورد نکرد.

The Titanic met her fate by crashing into a huge iceberg.

تایتانیک سرنوشت خود را با برخورد به یک کوه یخی بزرگ ملاقات کرد.

she brought her world crashing about her ears.

او دنیای خود را به هم ریخت.

a stream came crashing through a narrow cavern to scour out a round pool below.

یک جریان با سرعت از میان یک غار باریک عبور کرد تا یک حوضچه گرد در زیر آن ایجاد کند.

She had a go at me last night about crashing the car.

دیشب به من گفت که ماشین را خراب کرده ام.

She bumped against the table and sent the crockery crashing to the ground.

او به میز برخورد کرد و باعث شد ظروف به زمین بیفتند.

I don't want any of you children crashing about upstairs while your father's asleep.

نمی خواهم هیچ یک از شما بچه ها در حالی که پدرتان می خوابد، بالا و پایین پرواز کنید.

The fence along the middle of the road is intended to guard vehicles from crashing into each other.

هدف از ساخت حصار در وسط جاده، محافظت از وسایل نقلیه در برابر برخورد با یکدیگر است.

The waves washed over the sea embankment with a loud crashing noise.

امواج با صدای بلند بر روی سیلاب ساحلی شستشو دادند.

So while the two are utterly unalike-and a nine-year age difference stares them squarely in the face-the miracle of art brings them crashing together.

در حالی که این دو کاملاً با هم متفاوت هستند و یک اختلاف سنی نه ساله به طور مستقیم به آنها نگاه می کند، معجزه هنر آنها را با هم می آورد.

نمونه‌های واقعی

We need to make sure he's not crashing.

ما باید مطمئن شویم که او سقوط نمی‌کند.

منبع: Billions Season 1

And going the direction where it's crashing.

و به سمت جایی که در حال سقوط است می‌رود.

منبع: American English dialogue

For me, the wave represents a giant force of change crashing down on society.

برای من، موج نشان‌دهنده یک نیروی عظیم تغییر است که بر جامعه فرود می‌آید.

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

The third night we heard the crashing of branches on the edge of the forest.

شب سوم، صدای شکستن شاخه‌ها را در لبه جنگل شنیدیم.

منبع: American Elementary School English 6

Before the wave or when it's crashing on you, like we call it white water.

قبل از موج یا زمانی که روی شما می‌شکند، همانطور که ما به آن آب سفید می‌گوییم.

منبع: American English dialogue

The general then shows us the exact spot where the spire first came crashing through.

سپس ژنرال محل دقیق جایی را به ما نشان می‌دهد که اولین بار برج از آنجا عبور کرد.

منبع: CNN 10 Student English March 2022 Collection

Wait. Are they crashing? - Oh, Lord.

صبر کن. آیا آنها سقوط می‌کنند؟ - خدای من.

منبع: Go blank axis version

Could I say like watching waves crashing?

آیا می‌توانم بگویم مانند تماشای موج‌های در حال شکستن؟

منبع: Vox opinion

The moon. It comes crashing into earth.

ماه. آن به زمین برخورد می‌کند.

منبع: Rick and Morty Season 1 (Bilingual)

And then it all came crashing down.

و سپس همه چیز سقوط کرد.

منبع: Financial Times

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید