Smashing success
موفقیت بزرگ
Smashing hit
محبوبیت بزرگ
Absolutely smashing
کاملاً عالی
smash up
خراب کردن
smash hit
محبوبترین
a smashing blow to the head.
ضربه ای ویرانگر به سر.
smashing bamboo stems with a hammer;
خرد کردن ساقه بامبو با چکش;
a berserk worker who started smashing all the windows.
یک کارگر جنونآمیز که شروع به شکستن تمام پنجرهها کرد.
I could have freaked out and started smashing the place up.
می توانستم دست و پا بزنم و شروع به شکستن همه چیز کنم.
That achievement came at the Bevatron accelerator at Lawrence Berkeley National Laboratory, by smashing protons into a piece of copper.
آن دستاورد در شتابدهنده بواترون در آزمایشگاه ملی برکلی لارنس با برخورد پروتونها به یک تکه مس حاصل شد.
Butch Vig was previously the producer of some influential albums.For example, Nirvana's Nevermind and the Smashing Pumpkins' Siamese Dream.
باچ ویگ قبلاً تهیهکننده برخی از آلبومهای تاثیرگذار بوده است. به عنوان مثال، Nevermind اثر Nirvana و Siamese Dream اثر Smashing Pumpkins.
Broken brick road use, are relying on people to pick up or to break his own house after house, smashing the above banla brickbat, the drag on the road.
استفاده از جادههای آجری خراب، تکیه بر مردم برای برداشتن یا شکستن خانههایشان بعد از خانه، خرد کردن آجربا بالا، کشیدن آن روی جاده.
ERDEZI , ignoring Wang Lifa, suddenly brushes a teabowl off the table, smashing it. He reaches out to grab Fourth Elder Chang by the collar
اردهزی، در حالی که وانگ لیفا را نادیده میگیرد، ناگهان یک کاسه چای را از روی میز میاندازد و آن را خرد میکند. او دست دراز میکند تا یقه بزرگ خاندان چهارم، چانگ را بگیرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید