inched

[ایالات متحده]/ɪnʧt/
[بریتانیا]/ɪnʧt/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. دارای علامت‌های اینچ؛ از اینچ‌ها

عبارات و ترکیب‌ها

inched forward

به آرامی جلو رفت

inched closer

به آرامی نزدیک‌تر شد

inched away

به آرامی دور شد

inched up

به آرامی بالا رفت

inched down

به آرامی پایین آمد

inched past

از کنار آن به آرامی گذشت

inched out

به آرامی بیرون رفت

inched along

در امتداد آن به آرامی پیش رفت

inched ahead

به آرامی از آن پیشی گرفت

inched back

به آرامی عقب نشینی کرد

جملات نمونه

the car inched forward in the heavy traffic.

ماشین به آرامی در ترافیک سنگین به جلو حرکت کرد.

she inched closer to the edge of the cliff.

او به آرامی به لبه صخره نزدیک‌تر شد.

the cat inched its way toward the sleeping dog.

گربه به آرامی به سمت سگ در حال خوابیدن حرکت کرد.

he inched his way up the corporate ladder.

او به آرامی در نردبان سازمانی بالا رفت.

they inched along the narrow path in the forest.

آنها به آرامی در مسیر باریک در جنگل پیش رفتند.

the deadline inched closer as the days passed.

مهلت نهایی با گذشت روزها نزدیک‌تر شد.

the snail inched its way across the garden.

سنجاب به آرامی در سراسر باغ حرکت کرد.

she inched her way through the crowded room.

او به آرامی از میان اتاق شلوغ عبور کرد.

he inched the door open to peek inside.

او به آرامی در را باز کرد تا داخل را نگاه کند.

the temperature inched up as summer approached.

با نزدیک شدن تابستان، دما به آرامی افزایش یافت.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید