inched forward
به آرامی جلو رفت
inched closer
به آرامی نزدیکتر شد
inched away
به آرامی دور شد
inched up
به آرامی بالا رفت
inched down
به آرامی پایین آمد
inched past
از کنار آن به آرامی گذشت
inched out
به آرامی بیرون رفت
inched along
در امتداد آن به آرامی پیش رفت
inched ahead
به آرامی از آن پیشی گرفت
inched back
به آرامی عقب نشینی کرد
the car inched forward in the heavy traffic.
ماشین به آرامی در ترافیک سنگین به جلو حرکت کرد.
she inched closer to the edge of the cliff.
او به آرامی به لبه صخره نزدیکتر شد.
the cat inched its way toward the sleeping dog.
گربه به آرامی به سمت سگ در حال خوابیدن حرکت کرد.
he inched his way up the corporate ladder.
او به آرامی در نردبان سازمانی بالا رفت.
they inched along the narrow path in the forest.
آنها به آرامی در مسیر باریک در جنگل پیش رفتند.
the deadline inched closer as the days passed.
مهلت نهایی با گذشت روزها نزدیکتر شد.
the snail inched its way across the garden.
سنجاب به آرامی در سراسر باغ حرکت کرد.
she inched her way through the crowded room.
او به آرامی از میان اتاق شلوغ عبور کرد.
he inched the door open to peek inside.
او به آرامی در را باز کرد تا داخل را نگاه کند.
the temperature inched up as summer approached.
با نزدیک شدن تابستان، دما به آرامی افزایش یافت.
inched forward
به آرامی جلو رفت
inched closer
به آرامی نزدیکتر شد
inched away
به آرامی دور شد
inched up
به آرامی بالا رفت
inched down
به آرامی پایین آمد
inched past
از کنار آن به آرامی گذشت
inched out
به آرامی بیرون رفت
inched along
در امتداد آن به آرامی پیش رفت
inched ahead
به آرامی از آن پیشی گرفت
inched back
به آرامی عقب نشینی کرد
the car inched forward in the heavy traffic.
ماشین به آرامی در ترافیک سنگین به جلو حرکت کرد.
she inched closer to the edge of the cliff.
او به آرامی به لبه صخره نزدیکتر شد.
the cat inched its way toward the sleeping dog.
گربه به آرامی به سمت سگ در حال خوابیدن حرکت کرد.
he inched his way up the corporate ladder.
او به آرامی در نردبان سازمانی بالا رفت.
they inched along the narrow path in the forest.
آنها به آرامی در مسیر باریک در جنگل پیش رفتند.
the deadline inched closer as the days passed.
مهلت نهایی با گذشت روزها نزدیکتر شد.
the snail inched its way across the garden.
سنجاب به آرامی در سراسر باغ حرکت کرد.
she inched her way through the crowded room.
او به آرامی از میان اتاق شلوغ عبور کرد.
he inched the door open to peek inside.
او به آرامی در را باز کرد تا داخل را نگاه کند.
the temperature inched up as summer approached.
با نزدیک شدن تابستان، دما به آرامی افزایش یافت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید