joining forces
همکاری
joining hands
دست به دست شدن
joining the team
پیوستن به تیم
join hands
دست به دست هم بدهید
join in
همراه شوید
join hands with
با ... دست به دست هم بدهید
join forces
اتحاد نیروها
join together
با هم بپیوندید
join the army
به ارتش بپیوندید
join the club
به باشگاه بپیوندید
join the party
به مهمانی بپیوندید
join up
به هم بپیوندید
join forces with
با ... نیروهای خود را متحد کنید
join now
همین حالا بپیوندید
join on
همراه شوید
join battle
به جنگ ملحق شدن
many clubs are joining in the fund-raising push.
بسیاری از باشگاهها در تلاش برای جمعآوری کمکهای مالی نیز شرکت میکنند.
Meredith made a feeble stab at joining in.
مریداث به طور ضعیفی سعی کرد در آن شرکت کند.
entrepreneurs of all stripes are joining in the offensive.
کارآفرینان از همه نوع در حال پیوستن به تهاجم هستند.
They tried to argue him into joining them.
آنها سعی کردند او را متقاعد کنند به آنها بپیوندد.
a bridge joining the opposite banks of a river
جسر متصل به حاشیه رودخانه
I tried to argue him into joining us.
من سعی کردم او را متقاعد کنم به ما بپیوندد.
We're here to discuss Ann's joining the club.
ما اینجا هستیم تا درباره پیوستن آن به باشگاه بحث کنیم.
He's still hesitating about joining the expedition.
او هنوز در مورد پیوستن به экспедиция مردد است.
He was bamboozled into joining the club.
او فریب خورد و به عضویت باشگاه در آمد.
I was coerced into joining the gang.
من مجبور به پیوستن به باند شدم.
His parents discouraged him from joining the airforce.
والدینش او را از پیوستن به نیروی هوایی منصرف کردند.
They excluded people under 18 from joining the club.
آنها افراد زیر 18 سال را از عضویت در باشگاه حذف کردند.
People under 21 are excluded from joining the club.
افراد زیر 21 سال از عضویت در باشگاه حذف میشوند.
I'm glad to see that the edges of the wound are joining up nicely.
خوشح هستم که میبینم لبههای زخم به خوبی در حال به هم پیوستن هستند.
Don't let anyone rush you into joining; think it over.
به کسی اجازه ندهید شما را به عجله برای پیوستن وادار کند؛ در مورد آن فکر کنید.
But the stone walls keep the farmer's cows from joining his neighbor's cows.
اما دیوارهای سنگی مانع از پیوستن گاوهای کشاورز به گاوهای همسایه او میشود.
What prevented you from joining us last night?
چه چیزی مانع از پیوستن شما به ما شب گذشته شد؟
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید