trim

[ایالات متحده]/trɪm/
[بریتانیا]/trɪm/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. بریدن، تزئین
adj. مرتب، جذاب
n. آماده سازی برای بریدن، نظم.

عبارات و ترکیب‌ها

hair trim

آرایش کوتاه

trim the bushes

بوته ها را هرس کنید

trim expenses

هزینه های کاهش

trim the edges

لبه ها را کوتاه کردن

trim the fat

چربی ها را کم کردن

trim the lawn

چمن را کوتاه کردن

interior trim

تریم داخلی

out of trim

بی حال

trim down

کوچک کردن

trim off

حذف کردن

door trim

تزئینات درب

trim size

اندازه برش

جملات نمونه

a trim little villa.

یک ویلای کوچک و مرتب

The boat trims badly.

قایق به طرز بدی حرکت می‌کند.

she has a trim, athletic figure.

او اندامی ورزشی و خوش‌فرم دارد.

trim the edges of a lawn

لبه‌های چمن را مرتب کنید

A bird trims its feathers.

یک پرنده پرهای خود را مرتب می‌کند.

dwelt on the need to trim the budget.

در مورد نیاز به کاهش بودجه فکر می‌کرد.

Trim the hedge and collect the trimmings.

بوته‌ها را هرس کنید و ضایعات را جمع‌آوری کنید.

trim any excess fat off the meat.

هرگونه چربی اضافی را از گوشت جدا کنید.

trim the surface of the cake to make it completely flat.

سطح کیک را مرتب کنید تا کاملاً صاف شود.

trim the grass using a sharp mower.

چمن را با استفاده از یک چمن زن تیز مرتب کنید.

We shall have to trim away the unnecessary parts of the spending.

ما باید قسمت‌های غیرضروری هزینه‌ها را حذف کنیم.

We shall have to trim our spending down to fit our income.

ما باید هزینه‌های خود را تا حدی کاهش دهیم که با درآمد ما مطابقت داشته باشد.

Increasingly, businesses are having to trim their sails in order to survive.

به طور فزاینده‌ای، کسب و کارها مجبور به کاهش سرعت خود برای زنده ماندن هستند.

The car industry is happy to utilize this kind of recycled material for example as??hardwearing interior trim or as a cable conduit unit.

صنعت خودرو از استفاده از این نوع مواد بازیافتی خوشحال است، به عنوان مثال، روکش داخلی بادوام یا واحد مجرای کابل.

His hat was brushed; his wig was trim; his neckcloth was perfectly tied.

کلاهش مسواک شده بود؛ اویشن او مرتب بود؛ پارچه دور گردنش به خوبی بسته شده بود.

You must trim your costs if you want to make bigger profits.

اگر می‌خواهید سود بیشتری کسب کنید، باید هزینه‌های خود را کاهش دهید.

The interior is packaged with features like Piano Black trim panels and Toffy Brown inlays.

فضای داخلی با ویژگی‌هایی مانند پانل‌های تزئینی مشکی پیانو و طرح‌های قهوه‌ای توفی بسته‌بندی شده است.

To relax, Xizor would sit in his conform-lounger, or trim the branches of his 600-year old miniature firethorn tree.

برای استراحت، Xizor روی صندلی راحت خود می‌نشست یا شاخه‌های درخت فایرفرن کوچک 600 ساله خود را هرس می‌کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید