decently

[ایالات متحده]/'di:sntli/
[بریتانیا]/ˈdis n..tlɪ/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adv. به طور مناسب; به طور زیبا; به طور اخلاقی; به طور گرم.

جملات نمونه

The new servant was decently dressed.

خدمتکار جدید لباس مناسبی به تن داشت.

He dressed decently for the job interview.

او برای مصاحبه شغلی لباس مناسبی پوشید.

She spoke decently about her former boss.

او در مورد رئیس سابقش به طور مناسب صحبت کرد.

The restaurant was decently priced for the quality of food.

قیمت رستوران با توجه به کیفیت غذا مناسب بود.

He played the piano decently at the recital.

او به طور مناسب پیانو را در کنسرت اجرا کرد.

She sings decently but not exceptionally.

او به طور مناسب آواز می‌خواند اما نه به طور استثنایی.

The hotel room was decently furnished.

اتاق هتل به طور مناسب مبله بود.

The company treats its employees decently.

شرکت با کارکنان خود به طور مناسب رفتار می‌کند.

The movie was decently entertaining.

فیلم به طور مناسب سرگرم‌کننده بود.

He managed to finish the project decently despite the challenges.

او با وجود چالش‌ها، توانست پروژه را به طور مناسب به پایان برساند.

She handled the situation decently and professionally.

او به طور مناسب و حرفه‌ای با این وضعیت برخورد کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید