decrier

[ایالات متحده]/dɪˈkraɪə/
[بریتانیا]/dɪˈkraɪɚ/

ترجمه

n. شخصی که چیزی را نقد یا محکوم می‌کند

عبارات و ترکیب‌ها

public decrier

منتقد علنی

fierce decrier

منتقد سرسخت

notorious decrier

منتقد بدنام

vehement decrier

منتقد قوی

vocal decrier

منتقد پرحرف

harsh decrier

منتقد تند

outspoken decrier

منتقد رک گو

famous decrier

منتقد مشهور

anonymous decrier

منتقد ناشناس

self-proclaimed decrier

منتقد خودخوانا

جملات نمونه

the decrier of the new policy raised several valid concerns.

منتقد سیاست جدید، نگرانی‌های معتبر متعددی را مطرح کرد.

as a decrier of injustice, she often spoke at rallies.

به عنوان منتقد بی‌عدالتی، او اغلب در گردهمایی‌ها صحبت می‌کرد.

many decriers of the project believe it lacks proper funding.

بسیاری از منتقدان پروژه معتقدند که فاقد بودجه مناسب است.

the decrier's voice was powerful and resonated with the crowd.

صدای منتقد قدرتمند بود و با جمعیت همخوانی داشت.

he became a decrier of corruption within the organization.

او به منتقد فساد در سازمان تبدیل شد.

as a decrier of falsehoods, she dedicated her life to the truth.

به عنوان منتقد دروغ‌ها، او زندگی خود را وقف حقیقت کرد.

the decrier faced backlash for their controversial statements.

منتقد با واکنش منفی به دلیل اظهارات جنجالی خود مواجه شد.

being a decrier of societal norms can be isolating.

منتقد بودن هنجارهای اجتماعی می‌تواند منزوی‌کننده باشد.

the decrier's arguments were well-researched and compelling.

استدلال‌های منتقد به خوبی تحقیق شده و قانع‌کننده بودند.

she was known as a decrier of bad practices in the industry.

او به عنوان منتقد روش‌های بد در صنعت شناخته می‌شد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید