public decrier
منتقد علنی
fierce decrier
منتقد سرسخت
notorious decrier
منتقد بدنام
vehement decrier
منتقد قوی
vocal decrier
منتقد پرحرف
harsh decrier
منتقد تند
outspoken decrier
منتقد رک گو
famous decrier
منتقد مشهور
anonymous decrier
منتقد ناشناس
self-proclaimed decrier
منتقد خودخوانا
the decrier of the new policy raised several valid concerns.
منتقد سیاست جدید، نگرانیهای معتبر متعددی را مطرح کرد.
as a decrier of injustice, she often spoke at rallies.
به عنوان منتقد بیعدالتی، او اغلب در گردهماییها صحبت میکرد.
many decriers of the project believe it lacks proper funding.
بسیاری از منتقدان پروژه معتقدند که فاقد بودجه مناسب است.
the decrier's voice was powerful and resonated with the crowd.
صدای منتقد قدرتمند بود و با جمعیت همخوانی داشت.
he became a decrier of corruption within the organization.
او به منتقد فساد در سازمان تبدیل شد.
as a decrier of falsehoods, she dedicated her life to the truth.
به عنوان منتقد دروغها، او زندگی خود را وقف حقیقت کرد.
the decrier faced backlash for their controversial statements.
منتقد با واکنش منفی به دلیل اظهارات جنجالی خود مواجه شد.
being a decrier of societal norms can be isolating.
منتقد بودن هنجارهای اجتماعی میتواند منزویکننده باشد.
the decrier's arguments were well-researched and compelling.
استدلالهای منتقد به خوبی تحقیق شده و قانعکننده بودند.
she was known as a decrier of bad practices in the industry.
او به عنوان منتقد روشهای بد در صنعت شناخته میشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید