deemphasize

[ایالات متحده]/diːˈɛm.fə.saɪz/
[بریتانیا]/diːˈɛm.fə.saɪz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. اهمیت یا تأکید چیزی را کاهش دادن

عبارات و ترکیب‌ها

deemphasize details

کاهش اهمیت جزئیات

deemphasize risks

کاهش اهمیت ریسک‌ها

deemphasize issues

کاهش اهمیت مسائل

deemphasize factors

کاهش اهمیت عوامل

deemphasize importance

کاهش اهمیت

deemphasize features

کاهش اهمیت ویژگی‌ها

deemphasize performance

کاهش اهمیت عملکرد

deemphasize feedback

کاهش اهمیت بازخورد

deemphasize goals

کاهش اهمیت اهداف

deemphasize content

کاهش اهمیت محتوا

جملات نمونه

the new policy will deemphasize non-essential tasks.

سیاست جدید بر بی‌اهمیت جلوه دادن وظایف غیرضروری تاکید خواهد کرد.

we should deemphasize competition in the classroom.

ما باید رقابت در کلاس درس را بی‌اهمیت جلوه دهیم.

many companies choose to deemphasize their marketing budgets.

شرکت‌های زیادی انتخاب می‌کنند بودجه‌های بازاریابی خود را بی‌اهمیت جلوه دهند.

the report aims to deemphasize the negative impacts.

گزارش بر بی‌اهمیت جلوه دادن اثرات منفی متمرکز است.

in this presentation, we will deemphasize technical jargon.

در این ارائه، ما اصطلاحات فنی را بی‌اهمیت جلوه خواهیم داد.

they decided to deemphasize the importance of grades.

آنها تصمیم گرفتند اهمیت نمرات را بی‌اهمیت جلوه دهند.

it's important to deemphasize personal conflicts in teamwork.

مهم است که در کار گروهی، درگیری‌های شخصی را بی‌اهمیت جلوه دهیم.

the design will deemphasize bright colors for a more subtle look.

طراحی از رنگ‌های روشن برای ظاهری ظریف‌تر استفاده نخواهد کرد.

we should deemphasize the risks and focus on the benefits.

ما باید خطرات را بی‌اهمیت جلوه داده و بر مزایا تمرکز کنیم.

to improve morale, the manager will deemphasize criticism.

برای بهبود روحیه، مدیر انتقاد را بی‌اهمیت جلوه خواهد داد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید