soften up
آرام کردن
Iron softens with heat.
آهن با حرارت نرم میشود.
This is a good fabric softener for woolens.
این یک نرم کننده پارچه خوب برای پشم است.
the snow was sun-softened glop.
برف به صورت گلولهای نرم و آفتابزده بود.
softened the last paragraph of the letter.
آخرین پاراگراف نامه را ملایم کرد.
The rain softened the earth.
باران باعث نرم شدن زمین شد.
soften ingredients before mixing a cake
قبل از مخلوط کردن کیک، مواد را نرم کنید.
His smile softened slightly.
لبخندش کمی ملایمتر شد.
The ice cream softened and began to melt.
آبنبات یخ نرم شد و شروع به آب شدن کرد.
monetary compensation was offered to soften the blow.
غرامت نقدی برای کاهش ضربه پیشنهاد شد.
her face was softened by the dim light.
چهرهاش با نور کم ملایم شده بود.
toughened by experience and criticism. soften
سخت شده توسط تجربه و انتقاد. نرم کردن
The candle softened and melted in the sun.
شمع نرم شد و در آفتاب آب شد.
To soften the intensity of the input, use a favorite plash toy.
برای کاهش شدت ورودی، از یک اسباببازی مورد علاقه استفاده کنید.
He softened up the plasticine with his fingers.
او پلاستیسین را با انگشتانش نرم کرد.
we softened the lines for a more aero look.
ما خطوط را برای داشتن ظاهری آیرودینامیکتر ملایم کردیم.
the blockade appears a better weapon with which to soften them up for eventual surrender.
به نظر می رسد محاصره سلاحی بهتر برای نرم کردن آنها برای تسلیم نهایی است.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید