defuse

[ایالات متحده]/ˌdiːˈfjuːz/
[بریتانیا]/ˌdiːˈfjuːz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. فیوز را از (یک ماده منفجره) جدا کردن تا خطر ایجاد انفجار آن کاهش یابد.

عبارات و ترکیب‌ها

defuse a bomb

خنثی کردن بمب

جملات نمونه

an attempt to defuse dispute.

یک تلاش برای رفع اختلاف.

a hasty attempt to defuse the situation.

یک تلاش عجولانه برای خنثی کردن وضعیت

to defuse a dangerous situation

برای خنثی کردن یک وضعیت خطرناک

a diplomatic move that defused the international crisis.

یک اقدام دیپلماتیک که بحران بین‌المللی را خنثی کرد.

defused the hostility with a deft turn of phrase.

با یک عبارت ماهرانه، دشمنی را خنثی کرد.

explosives specialists tried to defuse the grenade.

متخصصان مواد منفجره تلاش کردند نارنجک را خنثی کنند.

The bomb blew up as experts tried to defuse it.

بمب منفجر شد در حالی که کارشناسان تلاش می‌کردند آن را خنثی کنند.

The two groups will meet next week to try to defuse the crisis.

دو گروه هفته آینده برای تلاش برای خنثی کردن بحران با هم ملاقات خواهند کرد.

نمونه‌های واقعی

Western leaders are ramping up efforts to defuse a crisis in Kosovo amid ongoing tension.

رهبران غربی تلاش‌ها برای کاهش تنش‌ها در کوزوو در میان تنش‌های مداوم را افزایش می‌دهند.

منبع: VOA Daily Standard June 2023 Collection

Or is it going to, you know, defuse the situation? What do you think?

یا آیا قرار است وضعیت را از بین ببرد؟ شما چه فکر می کنید؟

منبع: NPR News February 2022 Compilation

They had the dangerous job of defusing bombs.

آنها شغل خطرناکی در خنثی کردن بمب داشتند.

منبع: VOA Special English - Life

Besides, someone needs to defuse that bomb.

علاوه بر این، کسی باید آن بمب را خنثی کند.

منبع: TV series Person of Interest Season 3

The European Union has invited Tehran's foreign minister to Brussels in a bid to defuse tensions.

اتحادیه اروپا با هدف کاهش تنش‌ها، وزیر امور خارجه تهران را به بروکسل دعوت کرده است.

منبع: VOA Standard English - Middle East

Have you ever defused a bomb vest before?

آیا تا به حال یک جلیقه انفجاری را خنثی کرده اید؟

منبع: TV series Person of Interest Season 2

The Untied States was responding to a proposal from North Korea for high-level talks to defuse tensions.

ایالات متحده به پیشنهاد کره شمالی برای مذاکرات سطح بالا برای کاهش تنش ها پاسخ داد.

منبع: BBC Listening Collection June 2013

It is not too late to defuse the situation.

هنوز خیلی دیر نشده است که وضعیت را از بین ببرید.

منبع: The Economist (Summary)

Well, he's trying to defuse tensions with this.

خب، او سعی می کند با این کار تنش ها را کاهش دهد.

منبع: NPR News October 2015 Collection

Ukraine has to take urgent steps to defuse the crisis.

اوکراین باید اقداماتی فوری برای کاهش بحران انجام دهد.

منبع: NPR News April 2014 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید