impede

[ایالات متحده]/ɪmˈpiːd/
[بریتانیا]/ɪmˈpiːd/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

ممانعت کردن
vt. مانع شدن؛ مختل کردن؛ مسدود کردن

جملات نمونه

The government has impeded an import ban unarm.

دولت مانع از ممنوعیت واردات شده است.

The rescue attempt was impeded by bad weather.

تلاش برای نجات با آب و هوای نامساعد مختل شد.

He was impeded in his work.

او در کارش با مشکل مواجه بود.

Luther's awkward movements impeded his progress.

حرکات دست و پاى ناهموار لوتِر روندۀ او را مختل کرد.

the sap causes swelling which can impede breathing.

ماده‌ی رزین باعث تورم می‌شود که می‌تواند تنفس را مختل کند.

1. The government has impeded an import ban unarm .

1. دولت از ممنوعیت واردات حمایت نکرده است.

What impedes your making an early start?

چه چیزی مانع از شروع زودهنگام شما می‌شود؟

She was hampered by ill health in building up her business. Toimpede is to slow by making action or movement difficult:

بیماری او باعث شد نتواند کسب و کار خود را توسعه دهد. به معنای کند کردن با دشوار کردن اقدام یا حرکت است:

No general rules exist for the length of basins. Someone says that"the length of a basin should not exceed 2,000 meters, elsewise transportation and navigation is impeded".

قوانین کلی برای طول حوضه ها وجود ندارد. کسی می گوید: "طول حوضه نباید از 2000 متر بیشتر شود، در غیر این صورت حمل و نقل و دریانوردی مختل می شود.

Methods dip 2% lidocaine or impede narcosis, use the acuity exonerative plane root slot cut endodontium,after drying overlay thin hydrochloride zinc and than using the zinc phosphate to mount.

روش ها: غوطه ور کردن در لیدوکائین 2٪ یا جلوگیری از بی حسی، استفاده از صفحه تراز کننده حاد، برش ریشه، اندودنتیم، پس از خشک کردن، پوشش نازک هیدروکلرید روی زینک و سپس استفاده از فسفات روی برای نصب.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید