drive

[ایالات متحده]/draɪv/
[بریتانیا]/draɪv/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. کسی را به عمل یا کار در یک راه خاص ترغیب کردن، هدایت و کنترل جهت و سرعت یک وسیله نقلیه
n. یک سفر در یک وسیله نقلیه به عنوان راننده، قدرت و انرژی برای حرکت چیزی، فشار

عبارات و ترکیب‌ها

drive a car

رانندگی با ماشین

drive safely

رانندگی ایمن

drive a truck

رانندگی با کامیون

drive carefully

با احتیاط رانندگی کنید

drive a motorcycle

رانندگی با موتورسیکلت

drive system

سیستم رانندگی

hard drive

هارد دیسک

drive in

رانندگی در

drive from

رانندگی از

motor drive

رانش موتور

main drive

رانش اصلی

drive away

دور برانید

drive mechanism

مکانیزم رانندگی

drive out

بیرون برانید

disk drive

درایو دیسک

drive on

ادامه رانندگی

gear drive

رانش دنده

drive up

بالا برانید

drive circuit

مدار محرک

electric drive

رانش الکتریکی

direct drive

محرک مستقیم

drive shaft

ورود محور

drive control

کنترل رانندگی

hydraulic drive

رانش هیدرولیک

جملات نمونه

drive to Montreal and back.

رانندگی به مونترال و بازگشت

they went for a drive in the country.

آنها برای یک رانندگی به منطقه روستایی رفتند.

a recruitment drive by the police.

یک کمپین استخدام توسط پلیس.

the drive to town was a pantomime.

رانندگی به شهر یک نمایش بود.

drive at a terrific speed

با سرعت باورنکی رانندگی کنید

drive sb. to frenzy

کسی را به جنون بکشانید

It is a short drive to the village.

رانندگی کوتاهی تا روستا وجود دارد.

a license to drive a car

گواهی رانندگی خودرو

the wind will drive you onshore.

باد شما را به ساحل خواهد رساند.

a self-drive removal van.

وان جابجایی خودران.

Drive out the High Street.

از خیابان اصلی خارج شوید.

a drive-through delivery in a hospital.

تحویل در محل در بیمارستان.

to drive through back streets

از خیابان های پشتی عبور کنید

نمونه‌های واقعی

You can now plug in a thumb drive.

شما اکنون می توانید یک درایو USB را وارد کنید.

منبع: Apple WWDC 2019 Developer Conference

Also, we will be driving down the costs.

همچنین، ما هزینه ها را کاهش خواهیم داد.

منبع: Audio version of Trump's weekly television addresses (2017-2018 collection)

Poland stepped up its drive to modernize and fortify its defenses.

لهستان تلاش خود را برای نوسازی و تقویت دفاع خود افزایش داد.

منبع: VOA Daily Standard April 2018 Collection

Back up your hard drive. Now.

پشتیبان گیری از هارد درایو خود. حالا.

منبع: Healthy little secrets

He had a drive by last week.

او هفته گذشته یک درایو داشت.

منبع: Learn authentic English with Wilber Pan.

Novelty notwithstanding, I could have driven myself.

با وجود نوآوری، من می‌توانستم خودم را برانم.

منبع: Person of Interest Season 5

Meaning, what is driving all of this?

یعنی، چه چیزی باعث همه اینها می شود؟

منبع: Celebrity Speech Compilation

The reckless driver drove above the speed limit.

راننده بی‌احتیاط از سرعت مجاز تجاوز کرد.

منبع: IELTS Vocabulary: Category Recognition

Back then, the closest marina was a three-hour drive away.

در آن زمان، نزدیکترین بندرگاه سه ساعت با ماشین فاصله داشت.

منبع: 2019 Celebrity High School Graduation Speech

Others maybe more driven to just drive.

شاید دیگران بیشتر به این فکر می کنند که فقط برانند.

منبع: CNN 10 Student English January 2019 Collection

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید