steer

[ایالات متحده]/stɪə(r)/
[بریتانیا]/stɪr/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v.عملیات و کنترل جهت یک وسیله نقلیه، مانند کشتی یا خودرو؛ راهنمایی یا هدایت
n.گاو نر عقیم شده؛ یک حیوان نر که برای تولید گوشت استفاده می‌شود.

عبارات و ترکیب‌ها

steer the conversation

هدایت مکالمه

steer a ship

هدایت یک کشتی

steer a car

هدایت یک ماشین

steer clear of

اجتناب کردن

جملات نمونه

the steering gear of a ship

دنده فرمان کشتی

steer clear of the reef

از خطر صخره‌ها دوری کنید

a craft that steers easily.

یک هنر که به راحتی هدایت می شود.

a ship that steers well

کشتی که خوب هدایت می‌شود

This car steers easily.

این ماشین به راحتی هدایت می‌شود.

a sedan with power steering and AC.

یک سدان با فرمان هیدرولیک و کولر

steering that is heavy when parking.

هدایتی که هنگام پارک کردن سنگین است.

the steering box was recently overhauled.

جعبه فرمان اخیراً بازسازی شده است.

the ship steered into port.

کشتی وارد بندر شد.

clenched the steering wheel.

فرمان را مشت کرد.

The ship steered for the open seas.

کشتی به سمت دریاهای آزاد حرکت کرد.

Try to steer the boat for the harbor.

سعی کنید قایق را به سمت بندر هدایت کنید.

Power steering system: Changes the augmenter constitution by mechanical steering system Canada.

سیستم فرمان هیدرولیک: تغییر در ساختار افزاینده توسط سیستم فرمان مکانیکی کانادا.

This car’s steering isn’t very responsive.

فرمان این ماشین خیلی پاسخگو نیست.

steered the applicant to the proper department;

متقاضی را به بخش مناسب هدایت کرد.

the steering wheel juddered in his hand.

فرمان در دست او می‌لرزید.

نمونه‌های واقعی

She steers the largest economy in the world.

او بزرگترین اقتصاد جهان را هدایت می‌کند.

منبع: Economic Crash Course

Arthur knew that his disease could steer him wrong sometimes.

آرتور می‌دانست که گاهی اوقات بیماری او ممکن است او را به اشتباه بکشاند.

منبع: Sherlock Holmes: The Basic Deduction Method Season 2

" The D.L.F. had better steer, " said Peter.

" بهتر است D.L.F. فرمان بگیرد،" پیتر گفت.

منبع: The Chronicles of Narnia: Prince Caspian

Is this how you steer your house?

آیا این روش هدایت خانه شماست؟

منبع: Up

I feel like I've left key steer.

احساس می‌کنم کلید فرمان را جا گذاشته‌ام.

منبع: Gourmet Base

Except Alex apparently has steered us into a jam.

به جز الکس که ظاهراً ما را به دردسر کشانده است.

منبع: Modern Family - Season 10

He steered the company to unprecedented levels of profitability.

او شرکت را به سطوح سودآوری بی‌سابقه هدایت کرد.

منبع: BBC Listening Collection July 2019

The country could unravel unless Mr Maduro steers a responsible course.

کشور ممکن است از هم بپاشد مگر اینکه آقای مادورو یک مسیر مسئولانه را دنبال کند.

منبع: The Economist - Comprehensive

" Karkaroff did not steer, " said a gruff voice.

" کارکروف فرمان نکرد،" یک صدای خشن گفت.

منبع: Harry Potter and the Goblet of Fire

I'm steering clear of all women at the moment.

در حال حاضر از تمام زنان دوری می‌کنم.

منبع: The Vampire Diaries Season 2

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید