nonstop flight
پرواز بدون توقف
take a nonstop global flight
یک پرواز جهانی بدون توقف انجام دهید
music playing nonstop all night
اجرای موسیقی بدون وقفه در طول شب
We took a nonstop flight to Los Angeles.
ما یک پرواز بدون توقف به لس آنجلس داشتیم.
He worked nonstop for eight hours.
او به مدت هشت ساعت بدون وقفه کار کرد.
Work nonstop continuously, exhaustion of as a result, nervily, a little be frighted namely insomnia person;
به طور مداوم بدون توقف کار کنید، به طوری که در نهایت، به دلیل خستگی، عصبی، کمی بترسید، به عنوان مثال، فرد بیخواب.
A woman sat down beside me as we started,and she chattered nonstop the whole way.
یک زن کنار من نشست وقتی شروع کردیم و او به طور مداوم در طول مسیر صحبت کرد.
Although Bynum is a Laker, Oden is coming into the league with the Vesuvian hoopla and nonstop palaver that befits a No. 1 draft choice.
اگرچه بینام یک بازیکن لسآنجلس لیکرز است، اما اودن با هیاهوی وهسووی و صحبتهای مداوم که متناسب با یک انتخاب پیشنویس شماره 1 است، وارد لیگ میشود.
A Scotswoman sat down beside me as we started,and she chattered nonstop the whole way.
یک زن اسکاتلندی کنار من نشست وقتی شروع کردیم و او به طور مداوم در طول مسیر صحبت کرد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید