nonstop

[ایالات متحده]/ˈnɔnˈstɔp/
[بریتانیا]/nɑn'stɑp/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. بدون توقف یا استراحت; مستقیم
adv. بدون توقف یا استراحت; به طور مستقیم
n. پرواز یا قطار مستقیم; پرواز بدون توقف

عبارات و ترکیب‌ها

nonstop flight

پرواز بدون توقف

جملات نمونه

take a nonstop global flight

یک پرواز جهانی بدون توقف انجام دهید

music playing nonstop all night

اجرای موسیقی بدون وقفه در طول شب

We took a nonstop flight to Los Angeles.

ما یک پرواز بدون توقف به لس آنجلس داشتیم.

He worked nonstop for eight hours.

او به مدت هشت ساعت بدون وقفه کار کرد.

Work nonstop continuously, exhaustion of as a result, nervily, a little be frighted namely insomnia person;

به طور مداوم بدون توقف کار کنید، به طوری که در نهایت، به دلیل خستگی، عصبی، کمی بترسید، به عنوان مثال، فرد بی‌خواب.

A woman sat down beside me as we started,and she chattered nonstop the whole way.

یک زن کنار من نشست وقتی شروع کردیم و او به طور مداوم در طول مسیر صحبت کرد.

Although Bynum is a Laker, Oden is coming into the league with the Vesuvian hoopla and nonstop palaver that befits a No. 1 draft choice.

اگرچه بینام یک بازیکن لس‌آنجلس لیکرز است، اما اودن با هیاهوی وه‌سووی و صحبت‌های مداوم که متناسب با یک انتخاب پیش‌نویس شماره 1 است، وارد لیگ می‌شود.

A Scotswoman sat down beside me as we started,and she chattered nonstop the whole way.

یک زن اسکاتلندی کنار من نشست وقتی شروع کردیم و او به طور مداوم در طول مسیر صحبت کرد.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید