enthrone

[ایالات متحده]/ɪnˈθrəʊn/
[بریتانیا]/ɪnˈθroʊn/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

vt. (به کسی) پادشاه یا ملکه کردن؛ (به کسی) در مقام قدرت نصب کردن، به ویژه به عنوان اسقف؛ پرستش یا بزرگداشت کردن
vi. مشتاق بودن

عبارات و ترکیب‌ها

enthrone a king

گنجاندن یک پادشاه

enthrone the queen

گنجاندن ملکه

enthrone the hero

گنجاندن قهرمان

enthrone the leader

گنجاندن رهبر

enthrone a champion

گنجاندن یک قهرمان

enthrone the winner

گنجاندن برنده

enthrone the savior

گنجاندن نجات دهنده

enthrone the ruler

گنجاندن حاکم

enthrone the idol

گنجاندن بت

enthrone the victor

گنجاندن فاتح

جملات نمونه

the king will enthrone his successor next month.

شاه ماه آینده جانشین خود را تاجگذاری خواهد کرد.

they plan to enthrone a new queen during the ceremony.

آنها قصد دارند در طول مراسم یک ملکه جدید را تاجگذاری کنند.

the council decided to enthrone the best candidate as leader.

شورای تصمیم گرفت بهترین نامزد را به عنوان رهبر تاجگذاری کند.

after years of preparation, they will finally enthrone the new emperor.

پس از سال‌ها آمادگی، آنها سرانجام امپراتور جدید را تاجگذاری خواهند کرد.

the ceremony to enthrone the deity was a grand affair.

مراسم تاجگذاری ایزدها یک رویداد بزرگ بود.

it is a tradition to enthrone the firstborn son in the family.

بر اساس سنت، پسر بزرگ خانواده تاجگذاری می‌شود.

they will enthrone the hero of the revolution as a symbol of hope.

آنها قهرمان انقلاب را به عنوان نمادی از امید تاجگذاری خواهند کرد.

the festival will culminate in a ceremony to enthrone the new leader.

جشنواره با مراسم تاجگذاری رهبر جدید به اوج خود خواهد رسید.

the community gathered to witness the enthrone ceremony.

جامعه برای تماشای مراسم تاجگذاری گرد هم آمد.

to enthrone a new ruler signifies a change in power.

تاجگذاری یک حاکم جدید نشان دهنده تغییر قدرت است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید