power

[ایالات متحده]/ˈpaʊə(r)/
[بریتانیا]/ˈpaʊər/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. توانایی؛ قدرت؛ ظرفیت
vt. انگیزه دادن؛ قدرت دادن
vi. به سرعت حرکت کردن
adj. تأثیرگذاری از طریق شخصیت‌های قدرتمند.

عبارات و ترکیب‌ها

political power

قدرت سیاسی

economic power

قدرت اقتصادی

military power

قدرت نظامی

nuclear power

قدرت هسته‌ای

soft power

قدرت نرم

in power

در قدرت

power supply

منبع تغذیه

electric power

قدرت الکتریکی

power plant

نيروگاه

power system

سیستم قدرت

power consumption

مصرف برق

power station

ایستگاه برق

great power

قدرت زیاد

high power

توان بالا

power generation

تولید برق

competitive power

قدرت رقابتی

power source

منبع تغذیه

power industry

صنعت برق

low power

مصرف کم توان

thermal power

قدرت حرارتی

power grid

شبکه برق

reactive power

قدرت راکتیو

wind power

قدرت باد

power factor

ضریب توان

جملات نمونه

power is an aphrodisiac.

قدرت یک محرک شهوانی است.

the power of the atom.

قدرت اتم.

the power of speech.

قدرت گفتار.

the powers of darkness.

قدرت‌های تاریکی.

the power of the storm.

قدرت طوفان.

the power of suggestion.

قدرت تلقین.

Their political power is on the wane.

قدرت سیاسی آنها رو به زوال است.

a power born of obsession.

قدرتی که از وسواس متولد شده است.

a captive power plant.

یک نیروگاه اسیر

the collective power of the workforce.

قدرت جمعی نیروی کار

the destructive power of weapons.

قدرت مخرب سلاح‌ها.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید