equalled my expectations
برآوردهای من را برآورده کرد
equalled their efforts
تلاشهای آنها را برآورده کرد
equalled the record
رکورد را برآورده کرد
equalled the score
امتیاز را برآورده کرد
equalled her talent
استعداد او را برآورده کرد
equalled his performance
عملکرد او را برآورده کرد
equalled their achievements
دستاوردهای آنها را برآورده کرد
equalled the challenge
چالش را برآورده کرد
equalled previous results
نتایج قبلی را برآورده کرد
equalled our demands
الزامات ما را برآورده کرد
his performance equalled that of the best athletes in the competition.
عملکرد او با بهترین ورزشکاران مسابقه برابر بود.
the new technology has equalled the efficiency of traditional methods.
فناوری جدید با کارایی روشهای سنتی برابر شده است.
her dedication to the project equalled that of her colleagues.
تعهد او به پروژه با همکارانش برابر بود.
the sales figures this quarter equalled last year's record.
آمار فروش این فصل با رکورد سال گذشته برابر بود.
the beauty of the landscape equalled that of any painting.
زیبایی منظره با هر نقاشیای برابر بود.
his knowledge of the subject equalled that of the experts.
دانش او در مورد موضوع با متخصصان برابر بود.
the team's effort equalled their previous best performance.
تلاش تیم با بهترین عملکرد قبلی آنها برابر بود.
her kindness equalled that of the most generous people.
مهربانی او با مهربانترین افراد برابر بود.
the movie's success equalled that of the highest-grossing films.
موفقیت فیلم با موفقترین فیلمها برابر بود.
their friendship equalled the strongest bonds i've ever seen.
دوستی آنها با قویترین پیوندهایی که تا به حال دیدهام برابر بود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید