matched perfectly
به طور کامل تطابق داشت
matched well
خوب تطابق داشت
matched pairs
جفتهای تطابق یافته
matched data
دادههای تطابق یافته
matched request
درخواست تطابق یافته
matched profile
پروفایل تطابق یافته
matched colors
رنگهای تطابق یافته
matching matched
تطابق تطابق داشت
they matched
آنها تطابق داشتند
matched up
تطابق داشتند
the socks were matched and neatly folded in the drawer.
جورابها با هم تطبیق داده شده و به طور مرتب در کشو تا شده بودند.
we need to matched the colors of the curtains with the rug.
ما باید رنگ پردهها را با فرش تطبیق دهیم.
did you matched the puzzle pieces together?
آیا شما قطعات پازل را با هم تطبیق دادید؟
the candidate's skills matched the job requirements perfectly.
مهارتهای نامزد به طور کامل با الزامات شغلی مطابقت داشت.
the team's performance matched their previous record.
عملکرد تیم با رکورد قبلی آنها مطابقت داشت.
the dna samples matched, confirming their relationship.
نمونههای DNA مطابقت داشتند و رابطه آنها را تایید کرد.
the pattern on the fabric matched the wallpaper.
الگوی روی پارچه با کاغذ دیواری مطابقت داشت.
the fundraising goal was matched by a generous donor.
هدف جمعآوری کمکهای مالی توسط یک اهدا کننده سخاوتمند مطابقت داده شد.
the witness's description matched the suspect's appearance.
توصیف شاهد با ظاهر مظنون مطابقت داشت.
the frequency of the signal was matched to the receiver.
فرکانس سیگنال با گیرنده مطابقت داده شد.
the investor matched the company's vision and values.
سرمایه گذار با چشم انداز و ارزش های شرکت مطابقت داشت.
the data points matched the predicted trend.
نکات داده با روند پیش بینی شده مطابقت داشت.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید