compared with
در مقایسه با
compared to
در مقایسه با
compare favourably with
به طور مطلوب با مقایسه با
compared to the rest
در مقایسه با بقیه
in comparison to
در مقایسه با
be compared as
به عنوان مقایسه شود
compared to each other
در مقایسه با یکدیگر
compared across different groups
در مقایسه در بین گروه های مختلف
compared over time
در مقایسه در طول زمان
not comparable to
قابل مقایسه با نیست
Compared to last year, sales are up significantly.
در مقایسه با سال گذشته، فروش به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
Compared to other options, this one is the most affordable.
در مقایسه با سایر گزینه ها، این گزینه مقرون به صرفه تر است.
He's compared himself to famous athletes.
او خود را با ورزشکاران مشهور مقایسه کرده است.
Compared with her sister, she is much more outgoing.
در مقایسه با خواهرش، او بسیار صمیمی تر است.
The food here is compared to that in Paris.
غذا در اینجا با غذای پاریس مقایسه می شود.
Compared to a mountain, the hill seems small.
در مقایسه با یک کوه، تپه کوچک به نظر می رسد.
Her performance was compared favorably to her previous work.
عملکرد او به طور مطلوب با کارهای قبلی او مقایسه شد.
The new phone is compared to the old one in terms of features.
گوشی جدید از نظر ویژگی ها با گوشی قدیمی مقایسه می شود.
Compared to his age, he's very active.
با توجه به سنش، او بسیار فعال است.
His writing style is compared to Hemingway's.
سبک نویسندگی او با سبک همینگوی مقایسه می شود.
compared with
در مقایسه با
compared to
در مقایسه با
compare favourably with
به طور مطلوب با مقایسه با
compared to the rest
در مقایسه با بقیه
in comparison to
در مقایسه با
be compared as
به عنوان مقایسه شود
compared to each other
در مقایسه با یکدیگر
compared across different groups
در مقایسه در بین گروه های مختلف
compared over time
در مقایسه در طول زمان
not comparable to
قابل مقایسه با نیست
Compared to last year, sales are up significantly.
در مقایسه با سال گذشته، فروش به طور قابل توجهی افزایش یافته است.
Compared to other options, this one is the most affordable.
در مقایسه با سایر گزینه ها، این گزینه مقرون به صرفه تر است.
He's compared himself to famous athletes.
او خود را با ورزشکاران مشهور مقایسه کرده است.
Compared with her sister, she is much more outgoing.
در مقایسه با خواهرش، او بسیار صمیمی تر است.
The food here is compared to that in Paris.
غذا در اینجا با غذای پاریس مقایسه می شود.
Compared to a mountain, the hill seems small.
در مقایسه با یک کوه، تپه کوچک به نظر می رسد.
Her performance was compared favorably to her previous work.
عملکرد او به طور مطلوب با کارهای قبلی او مقایسه شد.
The new phone is compared to the old one in terms of features.
گوشی جدید از نظر ویژگی ها با گوشی قدیمی مقایسه می شود.
Compared to his age, he's very active.
با توجه به سنش، او بسیار فعال است.
His writing style is compared to Hemingway's.
سبک نویسندگی او با سبک همینگوی مقایسه می شود.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید