compared

[ایالات متحده]/kəmˈpɛəd/
[بریتانیا]/komˈpaɪrd/

ترجمه

adj. مشابه چیزی دیگر مقایسه شده (n, adj)
v. (past participle). به حال یا عملی در گذشته مقایسه شده (v)

عبارات و ترکیب‌ها

compared with

در مقایسه با

compared to

در مقایسه با

compare favourably with

به طور مطلوب با مقایسه با

compared to the rest

در مقایسه با بقیه

in comparison to

در مقایسه با

be compared as

به عنوان مقایسه شود

compared to each other

در مقایسه با یکدیگر

compared across different groups

در مقایسه در بین گروه های مختلف

compared over time

در مقایسه در طول زمان

not comparable to

قابل مقایسه با نیست

جملات نمونه

Compared to last year, sales are up significantly.

در مقایسه با سال گذشته، فروش به طور قابل توجهی افزایش یافته است.

Compared to other options, this one is the most affordable.

در مقایسه با سایر گزینه ها، این گزینه مقرون به صرفه تر است.

He's compared himself to famous athletes.

او خود را با ورزشکاران مشهور مقایسه کرده است.

Compared with her sister, she is much more outgoing.

در مقایسه با خواهرش، او بسیار صمیمی تر است.

The food here is compared to that in Paris.

غذا در اینجا با غذای پاریس مقایسه می شود.

Compared to a mountain, the hill seems small.

در مقایسه با یک کوه، تپه کوچک به نظر می رسد.

Her performance was compared favorably to her previous work.

عملکرد او به طور مطلوب با کارهای قبلی او مقایسه شد.

The new phone is compared to the old one in terms of features.

گوشی جدید از نظر ویژگی ها با گوشی قدیمی مقایسه می شود.

Compared to his age, he's very active.

با توجه به سنش، او بسیار فعال است.

His writing style is compared to Hemingway's.

سبک نویسندگی او با سبک همینگوی مقایسه می شود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید