equaled

[ایالات متحده]/ˈiːkwəld/
[بریتانیا]/ˈiːkwəld/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

v. زمان گذشته و گذشته کامل برابر؛ مطابقت در کیفیت و غیره؛ یکسان بودن با؛ برابر کردن چیزی با

عبارات و ترکیب‌ها

equaled the score

برابر با امتیاز

equaled his record

برابر با رکورد او

equaled their efforts

برابر با تلاش های آنها

equaled the goal

برابر با هدف

equaled the challenge

برابر با چالش

equaled the previous

برابر با قبلی

equaled his best

برابر با بهترین او

equaled the demand

برابر با تقاضا

equaled their skills

برابر با مهارت های آنها

equaled the success

برابر با موفقیت

جملات نمونه

her performance in the competition equaled her previous best.

عملکرد او در مسابقه با بهترین عملکرد قبلی او برابر بود.

the total cost of the project equaled the budget we set.

هزینه کل پروژه با بودجه‌ای که تعیین کردیم برابر بود.

his achievements in sports equaled those of his older brother.

دستاوردهای او در ورزش با دستاوردهای برادر بزرگترش برابر بود.

the number of attendees equaled last year's record.

تعداد شرکت‌کنندگان برابر با رکورد سال گذشته بود.

her dedication to the project equaled that of her colleagues.

تعهد او به پروژه با تعهد همکارانش برابر بود.

the final score of the game equaled the highest ever recorded.

نتیجه نهایی بازی با بالاترین نتیجه‌ای که تا به حال ثبت شده برابر بود.

the effort he put into the task equaled his commitment to the team.

تلاشی که برای انجام این کار انجام داد با تعهد او به تیم برابر بود.

the value of the painting equaled that of a small house.

ارزش نقاشی با ارزش یک خانه کوچک برابر بود.

the amount of rainfall this year equaled last year's total.

میزان بارش امسال با کل بارش سال گذشته برابر بود.

her kindness equaled her intelligence.

مهربانی او با هوش او برابر بود.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید