flub a line
اشتباه کردن در یک خط
flub it up
آن را خراب کردن
flub the test
امتحان را خراب کردن
flub the speech
سخنرانی را خراب کردن
flub the joke
شوخی را خراب کردن
flub the details
جزئیات را خراب کردن
flub the score
امتیاز را خراب کردن
flub the presentation
ارائه را خراب کردن
flub the audition
صفحه تست را خراب کردن
flub the delivery
ارائه را خراب کردن
he managed to flub his lines during the play.
او در طول نمایش نتوانست دیالوگ هایش را به درستی اجرا کند.
don't flub the presentation; it's important for your career.
ارائه را خراب نکنید؛ برای شغلتان مهم است.
she flubbed the exam due to lack of preparation.
او به دلیل کمبود آمادگی در امتحان اشتباه کرد.
it's easy to flub a simple task when you're distracted.
وقتی حواس پرتی، خراب کردن یک کار ساده آسان است.
he tends to flub his words when he's nervous.
وقتی عصبی است، معمولاً کلماتش را به درستی نمیگوید.
flubbing the details can lead to misunderstandings.
اشتباه کردن در جزئیات میتواند منجر به سوء تفاهم شود.
she was embarrassed after she flubbed the introduction.
بعد از اینکه مقدمه را خراب کرد، او شرمس شد.
try not to flub the instructions; they are crucial.
سعی کنید دستورالعملها را خراب نکنید؛ آنها حیاتی هستند.
he flubbed the chance to impress his boss.
او فرصت تحت تاثیر قرار دادن رئیس خود را خراب کرد.
flubbing the delivery can ruin the entire project.
خراب کردن ارائه میتواند کل پروژه را خراب کند.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید