evictions

[ایالات متحده]/ɪˈvɪkʃənz/
[بریتانیا]/ɪˈvɪkʃənz/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. عمل مجبور کردن کسی به ترک یک ملک

عبارات و ترکیب‌ها

mass evictions

تبعیدات دسته‌جمعی

prevent evictions

جلوگیری از اخراج

evictions process

فرآیند اخراج

avoid evictions

اجتناب از اخراج

legal evictions

اخراج قانونی

file evictions

ثبت اخراج

evictions notice

اطلاع‌رسانی اخراج

evictions court

دادگاه اخراج

stop evictions

متوقف کردن اخراج

evictions crisis

بحران اخراج

جملات نمونه

many families faced evictions during the pandemic.

بسیاری از خانواده‌ها در طول همه‌گیری با اخراج مواجه شدند.

the city implemented new laws to prevent evictions.

شهر قوانين جديدی برای جلوگیری از اخراج اجرا کرد.

evictions can lead to homelessness for vulnerable individuals.

اخراج می‌تواند منجر به بی‌خانمانی برای افراد آسیب‌پذیر شود.

landlords must follow legal procedures before evictions.

مالکان باید قبل از اخراج، رویه‌های قانونی را رعایت کنند.

community organizations are helping with eviction prevention.

سازمان‌های جامعه در حال کمک به پیشگیری از اخراج هستند.

evictions often create a ripple effect in the community.

اخراج اغلب اثرات گسترده‌ای در جامعه ایجاد می‌کند.

she received a notice of evictions last week.

هفته گذشته اخطاریه اخراج دریافت کرد.

some tenants are fighting against unjust evictions.

برخی از مستاجران در برابر اخراج‌های غیرمنصفانه مبارزه می‌کنند.

evictions can be emotionally distressing for families.

اخراج می‌تواند برای خانواده‌ها از نظر احساسی آزاردهنده باشد.

the government is providing assistance to those facing evictions.

دولت به کسانی که با اخراج مواجه هستند کمک می‌کند.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید