settlements

[ایالات متحده]/ˈsɛt(ə)lmənts/
[بریتانیا]/ˈsɛt(ə)lmənts/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

n. قطعنامه‌ها یا توافق‌های به‌دست‌آمده؛ عمل تسویه یا خاتمه؛ انتقال پول یا دارایی؛ مستعمرات یا جوامعی که توسط مهاجران تأسیس شده‌اند

عبارات و ترکیب‌ها

real estate settlements

تسویه‌های املاک

land settlements

تسویه‌های زمین

financial settlements

تسویه‌های مالی

settlements agreement

توافقنامه‌های تسویه

settlements process

فرآیند تسویه

settlements fund

صندوق تسویه

settlements claims

مطالبات تسویه

settlements report

گزارش تسویه

settlements policy

سیاست تسویه

settlements system

سیستم تسویه

جملات نمونه

many indigenous people live in settlements near the river.

بسیاری از مردم بومی در نزدیکی رودخانه در سکونتگاه‌ها زندگی می‌کنند.

the government has approved new settlements in the region.

دولت ساخت سکونتگاه‌های جدید در منطقه را تایید کرده است.

peace settlements are crucial for long-term stability.

توافقات صلح برای ثبات بلندمدت بسیار مهم هستند.

some settlements were abandoned due to natural disasters.

برخی از سکونتگاه‌ها به دلیل بلایای طبیعی رها شده‌اند.

the settlements were established to promote agriculture.

سکونتگاه‌ها برای ترویج کشاورزی ایجاد شده‌اند.

disputes over land have led to conflicts in the settlements.

اختلافات بر سر زمین منجر به درگیری در سکونتگاه‌ها شده است.

settlements often reflect the culture of their inhabitants.

سکونتگاه‌ها اغلب فرهنگ ساکنان خود را منعکس می‌کنند.

there are historical settlements that date back centuries.

سکونتگاه‌های تاریخی وجود دارند که قرن‌ها قدمت دارند.

urban settlements are growing rapidly due to migration.

سکونتگاه‌های شهری به دلیل مهاجرت به سرعت در حال رشد هستند.

efforts are being made to improve living conditions in settlements.

تلاش‌هایی برای بهبود شرایط زندگی در سکونتگاه‌ها در حال انجام است.

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید