unequal

[ایالات متحده]/ʌn'iːkw(ə)l/
[بریتانیا]/ʌn'ikwəl/
بسامد: خیلی زیاد

ترجمه

adj. متفاوت در اندازه، کیفیت یا درجه؛ ناعادلانه

n. چیزی که برابر نیست؛ شخصی با وضعیت نابرابر

جملات نمونه

be unequal to the work

برای انجام کار نامناسب بودن

be unequal to the task

برای انجام وظیفه نامناسب بودن

an unequal distribution of power.

توزیع نابرابر قدرت.

an unequal division of the cake

یک تقسیم نابرابر کیک

persons of unequal degree.

افراد با درجه نامساوی.

the revocation of all the unequal treaties

ابطال کلیه‌ی معاهدات نابرابر

two rooms of unequal size.

دو اتاق با اندازه نامساوی.

she felt unequal to the task before her.

او احساس می‌کرد که برای انجام وظیفه‌ای که پیش رو داشت، نامناسب است.

demand an end to all unequal treaties

خواستار پایان دادن به تمام معاهدات نابرابر باشند

Unequal distribution of wealth may cause division in society.

توزیع نابرابر ثروت ممکن است باعث ایجاد تفرقه در جامعه شود.

He faced his enemy with unequaled courage.

او با شجاعت بی‌نظیر با دشمن خود روبرو شد.

5.He said, totidem verbis, that he was unequal to the task.

۵.او به طور کامل گفت که برای انجام وظیفه نامناسب است.

he women have threatened to strike against unequal pay.

زنان تهدید کرده‌اند که علیه پرداخت دستمزد نابرابر اعتصاب کنند.

Exchange of unequal values makes the poor countries poorer.

تبادل ارزش‌های نابرابر کشورهای فقیر را فقیرتر می‌کند.

The imperialist powers forced the Qing Dynasty to sign a series of unequal treaties.

قدرت‌های امپریالیستی مجبور کردند که سلسله‌ی چین سری از معاهدات نابرابر را امضا کند.

Bark opaquely brown, gray spotted, spots unequal in size.

پوست درخت به رنگ قهوه‌ای تیره، خاکستری با لکه‌هایی که اندازه آن‌ها نامساوی است.

Mozhizi's component is very complicated.It has many kinds of pyroxene amphilobe mineral and other impurity mineral.It is characterized by the unequal-quantity of ureyite.

ترکیب موژیزی بسیار پیچیده است. این شامل انواع مختلف مواد معدنی پیروکسن آمفیبول و سایر مواد معدنی ناخالصی است. این ماده با مقدار نامتساوی اوریت مشخص می شود.

This is a hierarchy of unequal diads and triads, extended by analogy to larger scales, from father-son to emperor-subject, and a lot in between.

این یک سلسله مراتب از دوتایی‌ها و سه‌تایی‌های نابرابر است که با قیاس به مقیاس‌های بزرگتر گسترش می‌یابد، از پدر-پسر تا امپراتور-موضوع و موارد دیگر.

نمونه‌های واقعی

And reading took an unequal relationship and gave us a momentary equality.

خواندن رابطه‌ای نابرابر را رقم زد و لحظه‌ای برابری به ما داد.

منبع: TED Talks (Video Edition) June 2019 Collection

There are clear reasons for this grotesquely unequal impact.

دلایل روشنی برای این تأثیر وحشتناک و نابرابر وجود دارد.

منبع: Time

The player complained that it was an unequal game.

بازیکن شکایت کرد که بازی نابرابر بود.

منبع: Lai Shixiong Basic English Vocabulary 2000

The distribution of these funds has also been unequal.

توزیع این بودجه نیز نابرابر بوده است.

منبع: PBS Interview Environmental Series

How could you express the unequal quantity?

چگونه می توانستید مقدار نابرابر را بیان کنید؟

منبع: Advanced Daily Grammar (Audio Version)

So this is a very unequal distribution between men and women.

بنابراین این توزیع بسیار نابرابر بین مردان و زنان است.

منبع: Women's power

Oil provides few jobs for locals and Angola is horribly unequal.

نفت شغل کمی برای مردم محلی فراهم می کند و آنگولا به طرز وحشتناکی نابرابر است.

منبع: The Economist (Summary)

And the same thing happens to us in an unequal relationship.

و همان اتفاق برای ما در یک رابطه نابرابر رخ می دهد.

منبع: Tales of Imagination and Creativity

Of course, there's going to be an unequal distribution of housing.

البته، توزیع نابرابر مسکن وجود خواهد داشت.

منبع: Vox opinion

They were more disturbed, more unequal, than she had often seen them.

آنها بیشتر آشفته و نابرابر از آنچه او اغلب دیده بود، بودند.

منبع: Pride and Prejudice (Original Version)

واژه‌های پرکاربرد

لغات پرجستجو را کاوش کنید

برای دسترسی به محتوای کامل، اپلیکیشن را دانلود کنید

می‌خواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!

همین حالا DictoGo را دانلود کنید