evenhanded approach
رویکرد بیطرفانه
evenhanded treatment
رفتار منصفانه
evenhanded policy
سیاست بیطرفانه
evenhanded judgment
قضاوت منصفانه
evenhanded perspective
دیدگاه بیطرفانه
evenhanded discourse
گفتمان بیطرفانه
evenhanded analysis
تحلیل بیطرفانه
evenhanded negotiation
مذاکره منصفانه
evenhanded evaluation
ارزیابی منصفانه
the judge was known for being evenhanded in his rulings.
قاضی به دلیل انصاف در رای دادگاهش شناخته شده بود.
she approached the debate with an evenhanded perspective.
او بحث را با دیدگاهی منصفانه دنبال کرد.
the manager was praised for his evenhanded treatment of all employees.
مدیر به خاطر رفتار منصفانهاش با همه کارمندان مورد تحسین قرار گرفت.
it is important to remain evenhanded when discussing sensitive topics.
هنگام بحث در مورد موضوعات حساس، مهم است که منصفانه بمانید.
the report provided an evenhanded analysis of the situation.
گزارش، تجزیه و تحلیل منصفانهای از وضعیت ارائه داد.
evenhanded policies can help maintain peace in a diverse community.
سیاستهای منصفانه میتوانند به حفظ صلح در یک جامعه متنوع کمک کنند.
the teacher was evenhanded in grading the students' work.
معلم در ارزیابی تکالیف دانشآموزان منصفانه عمل کرد.
his evenhanded approach earned him respect from both sides.
رویکرد منصفانهاش باعث شد از هر دو طرف مورد احترام قرار گیرد.
we need an evenhanded discussion about the new policy changes.
ما به یک بحث منصفانه در مورد تغییرات جدید سیاست نیاز داریم.
the organization strives to be evenhanded in its advocacy efforts.
سازمان تلاش میکند در تلاشهای حمایتی خود منصفانه باشد.
لغات پرجستجو را کاوش کنید
میخواهید واژگان را مؤثرتر یاد بگیرید؟ اپلیکیشن DictoGo را دانلود کنید و از امکانات بیشتری برای حفظ و مرور واژگان لذت ببرید!
همین حالا DictoGo را دانلود کنید